quaver

[ایالات متحده]/'kweɪvə/
[بریتانیا]/'kwevɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. لرزیدن
vi. لرزیدن; تولید یک صدا لرزان
n. نت هشتم; لرزش; لرزش.
شکل‌های واژه
جمعquavers
صفت یا فعل حال استمراریquavering
شکل سوم شخص مفردquavers
قسمت سوم فعلquavered
زمان گذشتهquavered

جملات نمونه

to speak in a quavering voice

صحبت کردن با صدای لرزان

He spoke with a reedy, quavering voice.

او با صدای خش‌دار و لرزان صحبت کرد.

There was a quaver in her voice.

در صدای او لرزشی وجود داشت.

He quavered out folk songs.

او آهنگ‌های محلی را با صدای لرزان خواند.

The quavering voice grew louder filling the room.

صدای لرزان بلندتر شد و اتاق را پر کرد.

Thus a stem with two flags, so called from their appearance, indicates a 16th note or semiquaver, a note of half the duration of a stem with one flag, an 8th note or quaver, and so on.

بنابراین، ساقه ای با دو پرچم، که به دلیل ظاهرشان اینگونه نامگذاری می شوند، نشان دهنده یک شانزدهم یا سمی کواور است، نویسی با نصف مدت زمان ساقه ای با یک پرچم، یک هشتم یا کوور، و غیره.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید