quayage

[ایالات متحده]/ˈkiː.ɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈkiː.ɪdʒ/

ترجمه

n. هزینه استفاده از اسکله; هزینه استفاده از داک
Word Forms
جمعquayages

عبارات و ترکیب‌ها

quayage fees

عوارض اسکله

quayage charges

هزینه های اسکله

quayage services

خدمات اسکله

quayage rates

نرخ های اسکله

quayage operations

عملیات اسکله

quayage agreement

توافقنامه اسکله

quayage policy

سیاست اسکله

quayage management

مدیریت اسکله

quayage facility

امکانات اسکله

quayage inspection

بازرسی اسکله

جملات نمونه

the quayage fees for the dock were quite high this season.

حقوق اسکله در این فصل بسیار زیاد بود.

they discussed the quayage rates during the meeting.

آنها در طول جلسه در مورد نرخ اسکله بحث کردند.

quayage is essential for the shipping industry.

اسکله برای صنعت حمل و نقل ضروری است.

she was surprised by the increase in quayage charges.

او از افزایش هزینه های اسکله متعجب شد.

understanding quayage is important for port management.

درک اسکله برای مدیریت بندر مهم است.

he calculated the total quayage for the month.

او مجموع اسکله را برای ماه محاسبه کرد.

quayage agreements can vary significantly between ports.

قراردادهای اسکله می تواند به طور قابل توجهی بین بنادر متفاوت باشد.

the company budgeted for quayage in their financial plan.

شرکت در برنامه مالی خود برای اسکله بودجه ریزی کرد.

quayage is often negotiated as part of the shipping contract.

اسکله اغلب به عنوان بخشی از قرارداد حمل و نقل مذاکره می شود.

they need to review the quayage policy for better efficiency.

آنها باید سیاست اسکله را برای بهبود کارایی بررسی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید