| جمع | quayages |
quayage fees
عوارض اسکله
quayage charges
هزینه های اسکله
quayage services
خدمات اسکله
quayage rates
نرخ های اسکله
quayage operations
عملیات اسکله
quayage agreement
توافقنامه اسکله
quayage policy
سیاست اسکله
quayage management
مدیریت اسکله
quayage facility
امکانات اسکله
quayage inspection
بازرسی اسکله
the quayage fees for the dock were quite high this season.
حقوق اسکله در این فصل بسیار زیاد بود.
they discussed the quayage rates during the meeting.
آنها در طول جلسه در مورد نرخ اسکله بحث کردند.
quayage is essential for the shipping industry.
اسکله برای صنعت حمل و نقل ضروری است.
she was surprised by the increase in quayage charges.
او از افزایش هزینه های اسکله متعجب شد.
understanding quayage is important for port management.
درک اسکله برای مدیریت بندر مهم است.
he calculated the total quayage for the month.
او مجموع اسکله را برای ماه محاسبه کرد.
quayage agreements can vary significantly between ports.
قراردادهای اسکله می تواند به طور قابل توجهی بین بنادر متفاوت باشد.
the company budgeted for quayage in their financial plan.
شرکت در برنامه مالی خود برای اسکله بودجه ریزی کرد.
quayage is often negotiated as part of the shipping contract.
اسکله اغلب به عنوان بخشی از قرارداد حمل و نقل مذاکره می شود.
they need to review the quayage policy for better efficiency.
آنها باید سیاست اسکله را برای بهبود کارایی بررسی کنند.
quayage fees
عوارض اسکله
quayage charges
هزینه های اسکله
quayage services
خدمات اسکله
quayage rates
نرخ های اسکله
quayage operations
عملیات اسکله
quayage agreement
توافقنامه اسکله
quayage policy
سیاست اسکله
quayage management
مدیریت اسکله
quayage facility
امکانات اسکله
quayage inspection
بازرسی اسکله
the quayage fees for the dock were quite high this season.
حقوق اسکله در این فصل بسیار زیاد بود.
they discussed the quayage rates during the meeting.
آنها در طول جلسه در مورد نرخ اسکله بحث کردند.
quayage is essential for the shipping industry.
اسکله برای صنعت حمل و نقل ضروری است.
she was surprised by the increase in quayage charges.
او از افزایش هزینه های اسکله متعجب شد.
understanding quayage is important for port management.
درک اسکله برای مدیریت بندر مهم است.
he calculated the total quayage for the month.
او مجموع اسکله را برای ماه محاسبه کرد.
quayage agreements can vary significantly between ports.
قراردادهای اسکله می تواند به طور قابل توجهی بین بنادر متفاوت باشد.
the company budgeted for quayage in their financial plan.
شرکت در برنامه مالی خود برای اسکله بودجه ریزی کرد.
quayage is often negotiated as part of the shipping contract.
اسکله اغلب به عنوان بخشی از قرارداد حمل و نقل مذاکره می شود.
they need to review the quayage policy for better efficiency.
آنها باید سیاست اسکله را برای بهبود کارایی بررسی کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید