queening

[ایالات متحده]/ˈkwiːnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkwiːnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سیب; ارتقاء یک پیاده به وزیر در شطرنج

عبارات و ترکیب‌ها

queening time

زمان ملکه بودن

queening energy

انرژی ملکه بودن

queening vibes

فضای ملکه بودن

queening moment

لحظه ملکه بودن

queening status

وضعیت ملکه بودن

queening power

قدرت ملکه بودن

queening life

زندگی ملکه بودن

queening spirit

روح ملکه بودن

queening style

سبک ملکه بودن

queening mode

حالت ملکه بودن

جملات نمونه

she is queening her way through the competition.

او با اعتماد به نفس و قدرت از میان رقابت پیش می‌رود.

queening requires confidence and poise.

ملکه بودن به اعتماد به نفس و وقار نیاز دارد.

he felt like he was queening the stage during his performance.

او احساس کرد که در طول اجراها صحنه را به سبک ملکه در می‌آورد.

queening is all about embracing your power.

ملکه بودن در مورد پذیرش قدرت شماست.

she walked into the room queening it effortlessly.

او با اعتماد به نفس و سهولت وارد اتاق شد.

queening is not just a look; it's an attitude.

ملکه بودن فقط یک ظاهر نیست؛ یک نگرش است.

they crowned her as the queening champion.

آنها او را به عنوان قهرمان ملکه معرفی کردند.

queening in her fashion choices made her stand out.

ملکه بودن در انتخاب‌های مد او باعث شد که از دیگران متمایز شود.

her queening presence lit up the entire event.

حضور ملکه وار او، کل رویداد را روشن کرد.

queening is about owning your space.

ملکه بودن در مورد تصاحب فضای خودتان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید