queues

[ایالات متحده]/kjuːz/
[بریتانیا]/kjuːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (افراد یا وسایل نقلیه) یک خط یا توالی؛ یک صف (جمع صف)؛ (داده‌های ذخیره‌شده) یک صف؛ (افراد یا وسایل نقلیه) یک خط، یک خط طولانی؛ (داده‌های ذخیره‌شده) صف
v. (افراد، وسایل نقلیه و غیره) به صف ایستادن و منتظر ماندن؛ صف کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

long queues

صف‌های طولانی

ticket queues

صف بلیط

waiting queues

صف انتظار

service queues

صف خدمات

queue management

مدیریت صف

queue systems

سیستم‌های صف

virtual queues

صف‌های مجازی

queue numbers

شماره صف

queue length

طول صف

queue tickets

بلیط‌های صف

جملات نمونه

there are long queues at the ticket counter.

صف‌های طولانی در محل صدور بلیط وجود دارد.

people often complain about the queues at the supermarket.

مردم اغلب در مورد صف‌های سوپرمارکت شکایت می‌کنند.

queues can be frustrating, especially during rush hour.

صف‌ها می‌توانند خسته‌کننده باشند، به خصوص در ساعات شلوغ.

we waited in queues for over an hour to get in.

ما بیش از یک ساعت در صف منتظر ماندیم تا وارد شویم.

queues form quickly when there is a sale.

صف‌ها به سرعت تشکیل می‌شوند وقتی حراجی وجود دارد.

some people prefer to avoid queues by shopping online.

برخی از افراد ترجیح می‌دهند با خرید آنلاین از صف‌ها اجتناب کنند.

queues are a common sight at popular attractions.

صف‌ها منظره‌ای رایج در جاذبه‌های توریستی محبوب هستند.

he always tries to skip the queues at the airport.

او همیشه سعی می‌کند از صف‌های فرودگاه اجتناب کند.

the restaurant has implemented a ticket system to manage queues.

رستوران یک سیستم بلیط برای مدیریت صف‌ها اجرا کرده است.

queues can be a sign of a good service or product.

صف‌ها می‌توانند نشانه‌ای از یک سرویس یا محصول خوب باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید