quicksteps

[ایالات متحده]/ˈkwɪk.stɛps/
[بریتانیا]/ˈkwɪk.stɛps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رقص یا راهپیمایی پرجنب و جوش
vi. به طور سریع راهپیمایی کردن؛ انجام یک رقص سریع

عبارات و ترکیب‌ها

quicksteps forward

گام‌های سریع به جلو

quicksteps backward

گام‌های سریع به عقب

quicksteps dance

رقص سریع

quicksteps routine

تمرین سریع

quicksteps practice

تمرین کردن سریع

quicksteps challenge

چالش سریع

quicksteps lesson

درس سریع

quicksteps style

سبک سریع

quicksteps moves

حرکات سریع

quicksteps competition

مسابقه سریع

جملات نمونه

she learned the quicksteps for the dance competition.

او گام‌های سریع را برای مسابقه رقص یاد گرفت.

he practiced quicksteps every evening to improve his skills.

او هر شب برای بهبود مهارت‌های خود، گام‌های سریع را تمرین می‌کرد.

the instructor demonstrated the quicksteps to the class.

مربی گام‌های سریع را به کلاس نشان داد.

quicksteps can be challenging for beginners.

گام‌های سریع می‌تواند برای مبتدیان چالش‌برانگیز باشد.

they danced the quicksteps flawlessly at the gala.

آنها گام‌های سریع را به طور بی‌نقص در مهمانی رقص اجرا کردند.

learning quicksteps requires practice and coordination.

یادگیری گام‌های سریع نیاز به تمرین و هماهنگی دارد.

quicksteps are a popular choice in ballroom dancing.

گام‌های سریع یک انتخاب محبوب در رقص سالن است.

she felt confident performing the quicksteps in front of the audience.

او احساس اعتماد به نفس در برابر تماشاچیان هنگام اجرای گام‌های سریع داشت.

he watched videos online to master the quicksteps.

او برای تسلط بر گام‌های سریع، ویدیوهای آنلاین تماشا کرد.

after a few lessons, she finally got the hang of the quicksteps.

پس از چند درس، او بالاخره توانست گام‌های سریع را یاد بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید