quorum

[ایالات متحده]/'kwɔːrəm/
[بریتانیا]/'kwɔrəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حداقل تعداد اعضا که برای انجام کارهای رسمی لازم است حضور داشته باشند.
Word Forms
جمعquorums

عبارات و ترکیب‌ها

reaching quorum

رسیدن به حد نصاب

جملات نمونه

a quorum for a meeting

یک حد نصاب برای یک جلسه

The quorum sensing commonly exists in procaryote kingdom, regulating various biologic functions.

حسquorum معمولاً در قلمرو پروکاریوت وجود دارد و عملکردهای بیولوژیکی مختلف را تنظیم می‌کند.

Three-dimensional structure of the quorum-quenching N-acyl homoserine lactone hydrolase from Bacillus thuringiensis.

ساختار سه بعدی هیدرولاز N-اسیل هوموسرین لاکتون خاموشی کورم از باسیلوس تورینجنزیس.

The meeting cannot proceed without a quorum.

جلسه بدون quorum پیش نمی‌تواند پیش برود.

We need at least 50 members to form a quorum.

ما به حداقل 50 عضو برای تشکیل quorum نیاز داریم.

The board members were unable to reach a quorum.

اعضای هیئت مدیره نتوانستند quorum را تشکیل دهند.

A quorum is required to vote on the proposal.

برای رای‌گیری در مورد پیشنهاد quorum لازم است.

The committee failed to achieve a quorum for the vote.

کمیته نتوانست quorum را برای رای‌گیری به دست آورد.

Without a quorum, decisions cannot be made.

بدون quorum، نمی‌توان تصمیم گرفت.

The quorum for the general assembly was set at 100 members.

quorum برای مجمع عمومی در 100 عضو تعیین شد.

The quorum was reached within the first 15 minutes of the meeting.

quorum در 15 دقیقه اول جلسه حاصل شد.

The lack of quorum resulted in the meeting being postponed.

نبود quorum باعث تعویق جلسه شد.

Members must be present to establish a quorum.

برای تشکیل quorum، اعضا باید حضور داشته باشند.

نمونه‌های واقعی

The judge said parliament had passed the measure without the necessary quorum.

قاضی گفت که پارلمان این اقدام را بدون حد نصاب لازم تصویب کرده است.

منبع: BBC Listening Collection August 2014

Separately, Iraq's parliament failed to hold a session Saturday due to a lack of quorum.

به طور جداگانه، پارلمان عراق نتوانست روز شنبه به دلیل کمبود حد نصاب جلسه‌ای برگزار کند.

منبع: VOA Daily Standard November 2019 Collection

The bill called for cutting carbon emissions, but the absence of 11 Republicans denied the Senate a quorum to act.

این طرح خواستار کاهش انتشار کربن بود، اما غیبت 11 جمهوری‌خواه مانع از تشکیل حد نصاب سنا برای اقدام شد.

منبع: PBS English News

We need a quorum Howard. Let's go.

ما به حد نصاب نیاز داریم هاوارد. بریم.

منبع: The Good Wife Season 5

Again and again it was impossible to secure a quorum for the transaction of business.

بارها و بارها غیرممکن بود که حد نصاب برای انجام امور تجاری را تامین کرد.

منبع: American history

Daniel and Louis got their quorum.

دانیل و لوئیس حد نصاب خود را به دست آوردند.

منبع: Lawsuit Duo Season 2

We need a quorum on the executive committee.

ما به حد نصاب در کمیته اجرایی نیاز داریم.

منبع: The Good Wife Season 5

The quota for a quorum was ten.

حد نصاب برای تشکیل حد نصاب ده نفر بود.

منبع: Pan Pan

Ah, here's our quorum. How'd you come here, by bicycle?

آه، این هم حد نصاب ماست. چطور به اینجا رسیدی، با دوچرخه؟

منبع: The Good Wife Season 5

We need one more for a quorum.

ما برای تشکیل حد نصاب به یک نفر دیگر نیاز داریم.

منبع: The Good Wife Season 5

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید