quotums

[ایالات متحده]/ˈkwəʊtəmz/
[بریتانیا]/ˈkwoʊtəmz/

ترجمه

n. سهمیه؛ تعداد یا سهمی تعیین شده

جملات نمونه

the government has imposed strict import quotums to protect domestic industries.

دولت برای حمایت از صنایع داخلی، محدودیت‌های سختگیرانه واردات را تحمیل کرده است.

companies must meet their production quotums before the end of the fiscal year.

شرکت‌ها باید قبل از پایان سال مالی، سهم تولید خود را محقق کنند.

the immigration quotums for this quarter have been significantly reduced.

سهم مهاجرت برای این سه ماهه به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

sales teams are struggling to achieve their monthly quotums due to market downturn.

تیم‌های فروش به دلیل کاهش بازار برای دستیابی به سهم ماهانه خود با مشکل مواجه هستند.

the university has increased its research quotums to encourage more scholarly publications.

دانشگاه سهم تحقیقات خود را برای تشویق به انتشار مقالات علمی بیشتر افزایش داده است.

many economists advocate for eliminating agricultural export quotums to promote free trade.

بسیاری از اقتصاددانان از لغو سهم صادرات محصولات کشاورزی برای ترویج تجارت آزاد حمایت می‌کنند.

the fishing industry faces strict quotums to prevent overfishing and protect marine ecosystems.

صنعت ماهیگیری با سهم‌های سختگیرانه برای جلوگیری از صید بیش از حد و حفاظت از اکوسیستم‌های دریایی روبرو است.

hr departments enforce hiring quotums to ensure workplace diversity and inclusion.

بخش‌های منابع انسانی اجرای سهم استخدام را برای اطمینان از تنوع و شمول در محیط کار اعمال می‌کنند.

airlines must adhere to flight quotums to reduce congestion at major airports.

شرکت‌های هواپیمایی باید به سهم پروازها پایبند باشند تا از ازدحام در فرودگاه‌های بزرگ جلوگیری کنند.

environmental agencies have set carbon emission quotums for factories and power plants.

سازمان‌های زیست‌محیطی سهم انتشار کربن را برای کارخانه‌ها و نیروگاه‌ها تعیین کرده‌اند.

trade agreements often include complex tariff-rate quotums for imported goods.

توافقات تجاری اغلب شامل سهم‌های پیچیده تعرفه برای کالاهای وارداتی می‌شوند.

farmers must respect water quotums during drought seasons to conserve resources.

کشاورزان باید در طول فصول خشکسالی به سهم آب احترام بگذارند تا منابع حفظ شوند.

the new policy establishes emission quotums for vehicles to improve air quality.

سیاست جدید سهم انتشار را برای وسایل نقلیه برای بهبود کیفیت هوا تعیین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید