ration

[ایالات متحده]/ˈræʃn/
[بریتانیا]/ˈræʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار ثابت؛ یک حق الزحمه
vt. تأمین کردن با مقدار ثابت؛ توزیع کردن در مقادیر ثابت

عبارات و ترکیب‌ها

food ration

سهم غذایی

daily ration

سهم روزانه

ration card

کارت ردیف

military ration

سهم نظامی

rationing system

سیستم ردیابی

grain ration

سهم غلات

جملات نمونه

the allotment of ration coupons.

تخصیص کوپن رژیم غذایی

We have to ration the water.

ما باید آب را تقسیم کنیم.

ration fuel in wartime;

سوخت رേഷی در زمان جنگ;

years of rationing and privation.

سال‌ها تقسیم و محرومیت.

their emergency rations ran out.

ذخایر غذایی اضطراری آنها تمام شد.

These rations will suffice until next week.

این سهمیه ها تا هفته آینده کافی خواهد بود.

wartime rationing; wartime marriages.

تقسیم در زمان جنگ؛ ازدواج در زمان جنگ.

The country cut the bread ration last year.

سال گذشته کشور سهمیه نان را کاهش داد.

Food rationing was abolished in that country long ago.

توزیع مواد غذایی در آن کشور مدت ها پیش لغو شد.

an Irishman with a double ration of blarney and a treble quota of charm.

یک ایرلندی با سهمیه مضاعف از خوش‌گویی و سهمیه سه گانه از جذابیت.

1947 saw the bread ration reduced on two occasions.

در سال 1947 سهمیه نان دو بار کاهش یافت.

holidaymakers who like a generous ration of activity.

گردشگران تعطیلات که دوست دارند سهم سخاوتمندانه ای از فعالیت ها داشته باشند.

the rations were reduced yet again .

سهمیه ها دوباره کاهش یافت.

ration citizens when supplies are scarce

در زمان کمبود منابع، شهروندان را تقسیم کنید.

The government had to ration petrol during the war.

در طول جنگ دولت مجبور شد بنزین را تقسیم کند.

allocate rations for a week-long camping trip.

تخصیص رationen برای یک سفر کمپینگ یک هفته‌ای.

We were rationed to two eggs a day.

ما سهمیه دو تخم مرغ در روز داشتیم.

rationing water during the drought.

تقسیم آب در طول خشکسالی.

Strict rationing of basic foodstuffs was still in force by the end of the year.

تا پایان سال، سهمیه بندی سختگیرانه کالاهای اساسی غذایی همچنان در حال اجرا بود.

rationed out flour and sugar.See Synonyms at distribute

آرد و شکر به صورت سهمیه‌ای توزیع شد. به مترادف‌ها در توزیع نگاه کنید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید