rabbles and noise
همهم و صدا
rabbles of people
همهم جمعیت
rabbles during events
همهم در طول رویدادها
rabbles of laughter
همهم خنده
rabbles at night
همهم در شب
rabbles of excitement
همهم هیجان
rabbles of discussion
همهم بحث
rabbles and chatter
همهم و صحبت
the rabble gathered in the square to protest.
گروهی از مردم در میدان اجتماع کردند تا اعتراض کنند.
he dismissed their concerns as the rantings of a rabble.
او نگرانیهای آنها را به عنوان حرفهای بیاساس یک گروه دور و بر سر گذاشت.
the rabble-rouser stirred up emotions among the crowd.
آرامساز، احساسات را در میان جمعیت برانگیخت.
in a democracy, the voice of the rabble should be heard.
در یک دموکراسی، صدای مردم باید شنیده شود.
the rabble cheered as the parade passed by.
گروهی از مردم با دیدن گذر رژه تشویق کردند.
she felt like a leader among the rabble.
او احساس میکرد در میان مردم عادی یک رهبر است.
the politician tried to connect with the rabble.
سیاستمدار سعی کرد با مردم عادی ارتباط برقرار کند.
he spoke to the rabble, hoping to inspire change.
او با مردم صحبت کرد، امیدوار بود تغییری ایجاد کند.
the rabble was restless and demanded action.
گروه مردم بیقرار بودند و خواستار اقدام شدند.
a rabble of fans gathered outside the stadium.
گروهی از طرفداران در خارج از استادیوم جمع شدند.
rabbles and noise
همهم و صدا
rabbles of people
همهم جمعیت
rabbles during events
همهم در طول رویدادها
rabbles of laughter
همهم خنده
rabbles at night
همهم در شب
rabbles of excitement
همهم هیجان
rabbles of discussion
همهم بحث
rabbles and chatter
همهم و صحبت
the rabble gathered in the square to protest.
گروهی از مردم در میدان اجتماع کردند تا اعتراض کنند.
he dismissed their concerns as the rantings of a rabble.
او نگرانیهای آنها را به عنوان حرفهای بیاساس یک گروه دور و بر سر گذاشت.
the rabble-rouser stirred up emotions among the crowd.
آرامساز، احساسات را در میان جمعیت برانگیخت.
in a democracy, the voice of the rabble should be heard.
در یک دموکراسی، صدای مردم باید شنیده شود.
the rabble cheered as the parade passed by.
گروهی از مردم با دیدن گذر رژه تشویق کردند.
she felt like a leader among the rabble.
او احساس میکرد در میان مردم عادی یک رهبر است.
the politician tried to connect with the rabble.
سیاستمدار سعی کرد با مردم عادی ارتباط برقرار کند.
he spoke to the rabble, hoping to inspire change.
او با مردم صحبت کرد، امیدوار بود تغییری ایجاد کند.
the rabble was restless and demanded action.
گروه مردم بیقرار بودند و خواستار اقدام شدند.
a rabble of fans gathered outside the stadium.
گروهی از طرفداران در خارج از استادیوم جمع شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید