rabid

[ایالات متحده]/ˈræbɪd/
[بریتانیا]/ˈræbɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شدت شدید؛ به شدت خشمگین؛ به شدت جانبدار؛ مبتلا به هاری

عبارات و ترکیب‌ها

rabid dog

سگ خشمگین

rabid fan

هوادار دیوانه

rabid supporter

طرفدار متعصب

جملات نمونه

a rabid football fan.

یک طرفدار سرسخت فوتبال.

destroy a rabid dog.

نابودی یک سگ دیوانه.

a rabid dog that became the terror of the neighborhood.

سگی خشمگین که به وحشت محله تبدیل شد.

he proved to be a rabid seeker for gold and power.

او ثابت کرد که یک جوینده خشمگین برای طلا و قدرت است.

Even the survey’s most rabid critics acknowledge the utility of this kind of data.

حتی منتقدان خشمگین نظرسنجی نیز مفید بودن این نوع داده ها را می پذیرند.

A barely audible ff septuplet of semiquaver chords and two rabid glissandi are thrown in by the soloist, before piano and bass section end the movement in five different Gs.

یک هفت تایی ff به سختی شنیده شده از آکورد های سمی کوارت و دو گلیساندو دیوانه وار توسط نوازنده نواخته می شود، قبل از اینکه بخش پیانو و باس حرکت را در پنج G مختلف به پایان برساند.

نمونه‌های واقعی

" My father would be the first to tell you that fifty thousand Dornishmen are worth one rabid dog" .

پدرم اولین کسی خواهد بود که به شما بگوید پنجاه هزار نفر از مردم دورنی ارزش یک سگ خشمگین را دارند.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

But they would love it if we would come out as rabid racist maniacs because that's the way they think.

اما آنها از اینکه ما به عنوان افراد خشمگین، نژادپرست و دیوانه ظاهر شویم خوشحال خواهند شد، زیرا آنها هم به همین شکل فکر می کنند.

منبع: VOA Standard English_Africa

He lurched at Randy like a rabid lion.

او مثل یک شیر خشمگین به سمت رندی هجوم برد.

منبع: World Atlas of Wonders

You know what rabid means, right? - Yeah?

می‌دانید خشمگین به چه معناست، نه؟ - بله؟

منبع: American TV series and movie collection

Strutting like a rabid Smurf, are we?

ما مثل یک اسمارف خشمگین راه می‌رویم، نه؟

منبع: Miranda Season 3

He's tied up like a rabid dog.

او مثل یک سگ خشمگین بسته شده است.

منبع: The Practice Season 6

Come on, Dad. Stuart's not rabid. He's peppy.

بیا، پدر. استوارت خشمگین نیست. او سرحال است.

منبع: Growing Pains Season 1

But the racists were rabid rabbles.

اما نژادپرستان گروهی خشمگین بودند.

منبع: Pan Pan

A rabies death is a painful process. After a rabid dog bites someone, the virus invades the person's central nervous system.

مرگ بر اثر هاری یک فرآیند دردناک است. پس از گاز گرفتن یک سگ خشمگین، ویروس به سیستم عصبی مرکزی شخص حمله می کند.

منبع: VOA Special October 2014 Collection

So it's easy for people to claim they're mean, rabid or a nuisance when they run into one around their home.

بنابراین برای مردم ادعا کردن اینکه آنها خشن، خشمگین یا مزاحمت هستند، زمانی که با یکی از آنها در خانه خود روبرو می شوند، آسان است.

منبع: PBS "Nature" documentary series

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید