raddled

[ایالات متحده]/ˈræd.əld/
[بریتانیا]/ˈræd.əld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته استمراری raddle
adj. در حالت بی نظمی یا آسیب دیدگی

عبارات و ترکیب‌ها

raddled face

چهره پژمرده

raddled appearance

ظاهر پژمرده

raddled eyes

چشمان پژمرده

raddled voice

صدای پژمرده

raddled state

وضعیت پژمرده

raddled hair

موهای پژمرده

raddled skin

پوست پژمرده

raddled demeanor

رفتار پژمرده

raddled soul

روح پژمرده

raddled life

زندگی پژمرده

جملات نمونه

after years of hard work, her face was raddled with stress.

بعد سال‌ها تلاش سخت، چهره‌اش از استرس چروکیده بود.

he looked raddled after staying up all night.

او بعد از تمام شب بیدار ماندن، چروکیده به نظر می‌رسید.

the raddled old dog lay in the sun, enjoying the warmth.

سگ پیر و چروکیده در آفتاب دراز کشیده بود و از گرما لذت می‌برد.

her raddled appearance was a sign of her busy lifestyle.

ظاهر چروکیده او نشان‌دهنده سبک زندگی پرمشغله‌اش بود.

the raddled woman told stories of her adventures.

زن چروکیده داستان‌های ماجراجویی‌هایش را تعریف کرد.

he felt raddled after the long journey.

او بعد از سفر طولانی احساس خستگی و چروکیدگی کرد.

the raddled city streets were filled with weary travelers.

خیابان‌های شهر چروکیده پر از مسافران خسته بود.

she tried to hide her raddled state with makeup.

او سعی کرد با استفاده از آرایش، حالت چروکیده خود را پنهان کند.

the raddled soldier returned home after the long deployment.

سرباز چروکیده پس از استقرار طولانی به خانه بازگشت.

his raddled voice revealed his lack of sleep.

صدای خسته و چروکیده او فقدان خوابش را نشان می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید