raddled face
چهره پژمرده
raddled appearance
ظاهر پژمرده
raddled eyes
چشمان پژمرده
raddled voice
صدای پژمرده
raddled state
وضعیت پژمرده
raddled hair
موهای پژمرده
raddled skin
پوست پژمرده
raddled demeanor
رفتار پژمرده
raddled soul
روح پژمرده
raddled life
زندگی پژمرده
after years of hard work, her face was raddled with stress.
بعد سالها تلاش سخت، چهرهاش از استرس چروکیده بود.
he looked raddled after staying up all night.
او بعد از تمام شب بیدار ماندن، چروکیده به نظر میرسید.
the raddled old dog lay in the sun, enjoying the warmth.
سگ پیر و چروکیده در آفتاب دراز کشیده بود و از گرما لذت میبرد.
her raddled appearance was a sign of her busy lifestyle.
ظاهر چروکیده او نشاندهنده سبک زندگی پرمشغلهاش بود.
the raddled woman told stories of her adventures.
زن چروکیده داستانهای ماجراجوییهایش را تعریف کرد.
he felt raddled after the long journey.
او بعد از سفر طولانی احساس خستگی و چروکیدگی کرد.
the raddled city streets were filled with weary travelers.
خیابانهای شهر چروکیده پر از مسافران خسته بود.
she tried to hide her raddled state with makeup.
او سعی کرد با استفاده از آرایش، حالت چروکیده خود را پنهان کند.
the raddled soldier returned home after the long deployment.
سرباز چروکیده پس از استقرار طولانی به خانه بازگشت.
his raddled voice revealed his lack of sleep.
صدای خسته و چروکیده او فقدان خوابش را نشان میداد.
raddled face
چهره پژمرده
raddled appearance
ظاهر پژمرده
raddled eyes
چشمان پژمرده
raddled voice
صدای پژمرده
raddled state
وضعیت پژمرده
raddled hair
موهای پژمرده
raddled skin
پوست پژمرده
raddled demeanor
رفتار پژمرده
raddled soul
روح پژمرده
raddled life
زندگی پژمرده
after years of hard work, her face was raddled with stress.
بعد سالها تلاش سخت، چهرهاش از استرس چروکیده بود.
he looked raddled after staying up all night.
او بعد از تمام شب بیدار ماندن، چروکیده به نظر میرسید.
the raddled old dog lay in the sun, enjoying the warmth.
سگ پیر و چروکیده در آفتاب دراز کشیده بود و از گرما لذت میبرد.
her raddled appearance was a sign of her busy lifestyle.
ظاهر چروکیده او نشاندهنده سبک زندگی پرمشغلهاش بود.
the raddled woman told stories of her adventures.
زن چروکیده داستانهای ماجراجوییهایش را تعریف کرد.
he felt raddled after the long journey.
او بعد از سفر طولانی احساس خستگی و چروکیدگی کرد.
the raddled city streets were filled with weary travelers.
خیابانهای شهر چروکیده پر از مسافران خسته بود.
she tried to hide her raddled state with makeup.
او سعی کرد با استفاده از آرایش، حالت چروکیده خود را پنهان کند.
the raddled soldier returned home after the long deployment.
سرباز چروکیده پس از استقرار طولانی به خانه بازگشت.
his raddled voice revealed his lack of sleep.
صدای خسته و چروکیده او فقدان خوابش را نشان میداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید