raden

[ایالات متحده]/ˈrɑːdən/
[بریتانیا]/ˈrɑːdən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عنوانی از ارکان خانوادگی که توسط پادشاهی جاوه‌ای استفاده می‌شد؛ یک نوشته‌ی فارسی‌شده از نام خانوادگی چینی 'Laden' یا 'Radem'.
شکل‌های واژه
جمعradens

جملات نمونه

raden works as an engineer at the tech company.

رادن به عنوان مهندس در شرکت فناوری کار می کند.

raden lives in amsterdam with his family.

رادن با خانواده اش در آمستردام زندگی می کند.

my friend raden studies computer science at university.

دوست من رادن در دانشگاه رشته علوم کامپیوتر را می خواند.

raden enjoys cycling on weekends.

رادن در ایام انتهای هفته لذت می برد از دوچرخه سواری.

raden and his brother went to the museum yesterday.

رادن و برادرش دیروز به موزه رفتند.

the meeting with raden was postponed until friday.

جلسه با رادن تا پنجشنبه به تعویق افتاد.

raden speaks three languages fluently.

رادن سه زبان را به طور مسلط می گوید.

every morning, raden walks his dog in the park.

هر صبح رادن گربه اش را در پارک می گذارد.

raden's presentation impressed everyone at the conference.

ارائه رادن همه در کنفرانس را در جذب کرد.

i met raden at the coffee shop downtown.

من رادن را در کافه ای در مرکز شهر دیدم.

raden cooks delicious indonesian food for his friends.

رادن برای دوستانش غذاهای اندونزیایی لذیذ می پزد.

the report was written by raden and his team.

گزارش توسط رادن و تیم او نوشته شد.

raden travels to bali every summer vacation.

رادن هر سال در تعطیلات تابستانی به بالی سفر می کند.

congratulations to raden on his recent promotion!

تبریک می شود به رادن به دلیل ارتقا اخیرش!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید