radiolucency area
منطقه کمدانسیته
radiolucency detection
تشخیص کمدانسیته
radiolucency findings
یافتههای کمدانسیته
radiolucency assessment
ارزیابی کمدانسیته
radiolucency pattern
الگوی کمدانسیته
radiolucency significance
اهمیت کمدانسیته
radiolucency interpretation
تفسیر کمدانسیته
radiolucency characteristics
ویژگیهای کمدانسیته
radiolucency evaluation
ارزیابی کمدانسیته
radiolucency criteria
معیارهای کمدانسیته
the radiolucency in the x-ray indicated a possible cyst.
شفافیت رادیولوژیک در رادیوگرافی نشان دهنده یک کیست احتمالی بود.
doctors often look for radiolucency to diagnose bone conditions.
پزشکان اغلب به دنبال شفافیت رادیولوژیک برای تشخیص بیماری های استخوانی هستند.
increased radiolucency can suggest the presence of infection.
افزایش شفافیت رادیولوژیک می تواند نشان دهنده وجود عفونت باشد.
the radiolucency around the tumor raised concerns.
شفافیت رادیولوژیک در اطراف تومور نگرانی ایجاد کرد.
radiolucency in dental imaging can reveal cavities.
شفافیت رادیولوژیک در تصویربرداری دندان می تواند حفره ها را نشان دهد.
radiolucency is often associated with certain types of lesions.
شفافیت رادیولوژیک اغلب با انواع خاصی از ضایعات مرتبط است.
the presence of radiolucency may require further investigation.
وجود شفافیت رادیولوژیک ممکن است نیاز به بررسی بیشتر داشته باشد.
radiolucency can be a key indicator of underlying issues.
شفافیت رادیولوژیک می تواند یک شاخص کلیدی مشکلات زمینهای باشد.
identifying radiolucency helps in planning treatment options.
شناسایی شفافیت رادیولوژیک به برنامه ریزی گزینه های درمانی کمک می کند.
radiolucency in the lungs can indicate various conditions.
شفافیت رادیولوژیک در ریه ها می تواند نشان دهنده شرایط مختلف باشد.
radiolucency area
منطقه کمدانسیته
radiolucency detection
تشخیص کمدانسیته
radiolucency findings
یافتههای کمدانسیته
radiolucency assessment
ارزیابی کمدانسیته
radiolucency pattern
الگوی کمدانسیته
radiolucency significance
اهمیت کمدانسیته
radiolucency interpretation
تفسیر کمدانسیته
radiolucency characteristics
ویژگیهای کمدانسیته
radiolucency evaluation
ارزیابی کمدانسیته
radiolucency criteria
معیارهای کمدانسیته
the radiolucency in the x-ray indicated a possible cyst.
شفافیت رادیولوژیک در رادیوگرافی نشان دهنده یک کیست احتمالی بود.
doctors often look for radiolucency to diagnose bone conditions.
پزشکان اغلب به دنبال شفافیت رادیولوژیک برای تشخیص بیماری های استخوانی هستند.
increased radiolucency can suggest the presence of infection.
افزایش شفافیت رادیولوژیک می تواند نشان دهنده وجود عفونت باشد.
the radiolucency around the tumor raised concerns.
شفافیت رادیولوژیک در اطراف تومور نگرانی ایجاد کرد.
radiolucency in dental imaging can reveal cavities.
شفافیت رادیولوژیک در تصویربرداری دندان می تواند حفره ها را نشان دهد.
radiolucency is often associated with certain types of lesions.
شفافیت رادیولوژیک اغلب با انواع خاصی از ضایعات مرتبط است.
the presence of radiolucency may require further investigation.
وجود شفافیت رادیولوژیک ممکن است نیاز به بررسی بیشتر داشته باشد.
radiolucency can be a key indicator of underlying issues.
شفافیت رادیولوژیک می تواند یک شاخص کلیدی مشکلات زمینهای باشد.
identifying radiolucency helps in planning treatment options.
شناسایی شفافیت رادیولوژیک به برنامه ریزی گزینه های درمانی کمک می کند.
radiolucency in the lungs can indicate various conditions.
شفافیت رادیولوژیک در ریه ها می تواند نشان دهنده شرایط مختلف باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید