raffles

[ایالات متحده]/ˈræfəlz/
[بریتانیا]/ˈræfəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قرعه‌کشی یا قرعه‌کشی برای جوایز؛ یک نام مردانه
v. از طریق قرعه‌کشی فروختن

عبارات و ترکیب‌ها

charity raffles

قرعه‌کشی خیریه

raffles tickets

بلیط‌های قرعه‌کشی

raffles prize

جایزه قرعه‌کشی

raffles event

رویداد قرعه‌کشی

raffles draw

قرعه‌کشی

school raffles

قرعه‌کشی مدرسه

raffles fundraisers

جمع‌آوری کمک‌های مالی از طریق قرعه‌کشی

raffles organization

سازمان قرعه‌کشی

local raffles

قرعه‌کشی محلی

raffles committee

کمیته قرعه‌کشی

جملات نمونه

we are organizing a charity raffle to raise funds.

ما در حال برگزاری یک قرعه‌کشی خیریه برای جمع‌آوری کمک‌های مالی هستیم.

she won a beautiful painting in the raffle.

او یک نقاشی زیبا را در قرعه‌کشی برد.

the school held a raffle to support the sports team.

مدرسه یک قرعه‌کشی برای حمایت از تیم ورزشی برگزار کرد.

tickets for the raffle are being sold at the entrance.

بلیط‌های قرعه‌کشی در ورودی به فروش می‌رسند.

he was excited to participate in the raffle.

او برای شرکت در قرعه‌کشی هیجان‌زده بود.

the raffle prize was a brand new bicycle.

جایزه قرعه‌کشی یک دوچرخه نو بود.

they announced the raffle winners at the end of the event.

آنها برندگان قرعه‌کشی را در پایان رویداد اعلام کردند.

buying raffle tickets supports local charities.

خرید بلیط قرعه‌کشی از خیریه‌های محلی حمایت می‌کند.

the raffle generated a lot of excitement among the attendees.

قرعه‌کشی باعث ایجاد هیجان زیادی در بین شرکت‌کنندگان شد.

we will have a raffle during the community festival.

ما در طول جشنواره محلی یک قرعه‌کشی خواهیم داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید