raggedy

[ایالات متحده]/ˈræɡ.ə.di/
[بریتانیا]/ˈræɡ.ə.di/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پاره یا فرسوده؛ ناهموار یا نامنظم؛ خشن یا زننده

عبارات و ترکیب‌ها

raggedy clothes

لباس‌های پاره‌پاره

raggedy doll

عروسک پاره‌پاره

raggedy hair

موهای ژولیده

raggedy blanket

ملحفه پاره‌پاره

raggedy shoes

کفش‌های پاره‌پاره

raggedy edges

لبه‌های پاره‌پاره

raggedy yard

حیاط ژولیده

raggedy appearance

ظاهر ژولیده

raggedy fence

نرده‌های پاره‌پاره

raggedy street

خیابان ژولیده

جملات نمونه

the raggedy old dog wandered the streets looking for food.

سگ پیر و ژولیده در خیابان‌ها به دنبال غذا می‌گشت.

she wore a raggedy dress that had seen better days.

او لباسی کهنه و ژولیده به تن داشت که روزهای بهتری را دیده بود.

his raggedy backpack was filled with old books and papers.

کوله پشتی کهنه و ژولیده او پر از کتاب‌ها و کاغذهای قدیمی بود.

the children played in the park with their raggedy toys.

کودکان با اسباب‌بازی‌های کهنه و ژولیده‌شان در پارک بازی می‌کردند.

she found a raggedy blanket in the attic and decided to keep it.

او یک پتو کهنه و ژولیده در زیرزمین پیدا کرد و تصمیم گرفت آن را نگه دارد.

his raggedy appearance didn't bother him at all.

ظاهر کهنه و ژولیده او اصلاً آزارش نمی‌داد.

the raggedy curtains fluttered in the breeze.

پرده‌های کهنه و ژولیده در نسیم وزید.

they lived in a raggedy house on the outskirts of town.

آنها در خانه‌ای کهنه و ژولیده در حومه شهر زندگی می‌کردند.

despite his raggedy clothes, he had a kind heart.

با وجود لباس‌های کهنه و ژولیده‌اش، قلب مهربانی داشت.

the raggedy cat curled up on the porch, seeking warmth.

گربه کهنه و ژولیده روی ایوان جمع شد و به دنبال گرما بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید