| جمع | raggies |
raggy clothes
لباسهای کهنه
raggy dog
سگ کهنه
raggy blanket
پتو کهنه
raggy edges
لبه های کهنه
raggy hair
موهای کهنه
raggy toy
اسباب بازی کهنه
raggy carpet
فرش کهنه
raggy shirt
پیراهن کهنه
raggy curtains
پرده های کهنه
raggy sofa
مبل کهنه
the old raggy blanket kept her warm during the cold night.
پوشش کهنه و پارهبلنک او را در طول شب سرد گرم نگه داشت.
he wore a raggy shirt that looked like it had seen better days.
او یک پیراهن کهنه و پارهپوره پوشیده بود که به نظر میرسید روزهای بهتری را دیده است.
the children played with a raggy doll they found in the attic.
کودکان با یک عروسک کهنه و پارهپوره که در زیرشیروانی پیدا کردند بازی کردند.
the raggy curtains fluttered in the breeze.
پردههای کهنه و پارهپوره در نسیم وزیدند.
she decided to throw away the raggy old shoes.
او تصمیم گرفت کفشهای کهنه و پارهپوره را دور بیندازد.
the raggy carpet added character to the room.
فرش کهنه و پارهپوره شخصیتی به اتاق بخشید.
his raggy appearance didn't bother him at all.
ظاهر کهنه و نامرتبش اصلاً او را آزار نمیداد.
they found a raggy piece of fabric in the corner of the room.
آنها یک تکه پارچه کهنه و پارهپوره را در گوشه اتاق پیدا کردند.
the dog was lying on a raggy old mat.
سگ روی یک حصیر کهنه و پارهپوره دراز کشیده بود.
she loved to wear her raggy jeans on weekends.
او عاشق پوشیدن جینهای کهنه و پارهپوره خود در آخر هفتهها بود.
raggy clothes
لباسهای کهنه
raggy dog
سگ کهنه
raggy blanket
پتو کهنه
raggy edges
لبه های کهنه
raggy hair
موهای کهنه
raggy toy
اسباب بازی کهنه
raggy carpet
فرش کهنه
raggy shirt
پیراهن کهنه
raggy curtains
پرده های کهنه
raggy sofa
مبل کهنه
the old raggy blanket kept her warm during the cold night.
پوشش کهنه و پارهبلنک او را در طول شب سرد گرم نگه داشت.
he wore a raggy shirt that looked like it had seen better days.
او یک پیراهن کهنه و پارهپوره پوشیده بود که به نظر میرسید روزهای بهتری را دیده است.
the children played with a raggy doll they found in the attic.
کودکان با یک عروسک کهنه و پارهپوره که در زیرشیروانی پیدا کردند بازی کردند.
the raggy curtains fluttered in the breeze.
پردههای کهنه و پارهپوره در نسیم وزیدند.
she decided to throw away the raggy old shoes.
او تصمیم گرفت کفشهای کهنه و پارهپوره را دور بیندازد.
the raggy carpet added character to the room.
فرش کهنه و پارهپوره شخصیتی به اتاق بخشید.
his raggy appearance didn't bother him at all.
ظاهر کهنه و نامرتبش اصلاً او را آزار نمیداد.
they found a raggy piece of fabric in the corner of the room.
آنها یک تکه پارچه کهنه و پارهپوره را در گوشه اتاق پیدا کردند.
the dog was lying on a raggy old mat.
سگ روی یک حصیر کهنه و پارهپوره دراز کشیده بود.
she loved to wear her raggy jeans on weekends.
او عاشق پوشیدن جینهای کهنه و پارهپوره خود در آخر هفتهها بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید