raggy

[ایالات متحده]/ˈræɡi/
[بریتانیا]/ˈræɡi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناعادلانه; ناهموار
Word Forms
جمعraggies

عبارات و ترکیب‌ها

raggy clothes

لباسهای کهنه

raggy dog

سگ کهنه

raggy blanket

پتو کهنه

raggy edges

لبه های کهنه

raggy hair

موهای کهنه

raggy toy

اسباب بازی کهنه

raggy carpet

فرش کهنه

raggy shirt

پیراهن کهنه

raggy curtains

پرده های کهنه

raggy sofa

مبل کهنه

جملات نمونه

the old raggy blanket kept her warm during the cold night.

پوشش کهنه و پاره‌بلنک او را در طول شب سرد گرم نگه داشت.

he wore a raggy shirt that looked like it had seen better days.

او یک پیراهن کهنه و پاره‌پوره پوشیده بود که به نظر می‌رسید روزهای بهتری را دیده است.

the children played with a raggy doll they found in the attic.

کودکان با یک عروسک کهنه و پاره‌پوره که در زیرشیروانی پیدا کردند بازی کردند.

the raggy curtains fluttered in the breeze.

پرده‌های کهنه و پاره‌پوره در نسیم وزیدند.

she decided to throw away the raggy old shoes.

او تصمیم گرفت کفش‌های کهنه و پاره‌پوره را دور بیندازد.

the raggy carpet added character to the room.

فرش کهنه و پاره‌پوره شخصیتی به اتاق بخشید.

his raggy appearance didn't bother him at all.

ظاهر کهنه و نامرتبش اصلاً او را آزار نمی‌داد.

they found a raggy piece of fabric in the corner of the room.

آنها یک تکه پارچه کهنه و پاره‌پوره را در گوشه اتاق پیدا کردند.

the dog was lying on a raggy old mat.

سگ روی یک حصیر کهنه و پاره‌پوره دراز کشیده بود.

she loved to wear her raggy jeans on weekends.

او عاشق پوشیدن جین‌های کهنه و پاره‌پوره خود در آخر هفته‌ها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید