ragtag

[ایالات متحده]/ˈræɡ.tæɡ/
[بریتانیا]/ˈræɡ.tæɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گروه بی‌نظم یا ناهمگن؛ افراد پایین‌رده یا نامطلوب
Word Forms
جمعragtags

عبارات و ترکیب‌ها

ragtag team

گروه نامنظم

ragtag group

گروه نامنظم

ragtag bunch

گروه نامنظم

ragtag crew

گروه نامنظم

ragtag army

ارتش نامنظم

ragtag squad

گروه کوچک نامنظم

ragtag outfit

گروه نامنظم

ragtag organization

سازمان نامنظم

ragtag alliance

ائتلاف نامنظم

ragtag faction

گروه یا جناح نامنظم

جملات نمونه

the ragtag group of adventurers set out on a quest.

گروه نامنظم ماجراجویان برای انجام یک جستجو راهی شدند.

despite being a ragtag team, they won the championship.

با وجود اینکه یک تیم نامنظم بودند، قهرمانی را به دست آوردند.

the ragtag army fought bravely against the odds.

ارتش نامنظم با شجاعت در برابر سختی ها جنگید.

they were a ragtag bunch, but they had heart.

آنها گروهی نامنظم بودند، اما قلب داشتند.

the movie featured a ragtag team of misfits.

فیلم دارای یک تیم نامنظم از افراد نامناسب بود.

his ragtag appearance didn't stop him from succeeding.

ظاهر نامرتبش مانع از موفقیتش نشد.

the ragtag crew worked together to fix the ship.

خدمه نامنظم با هم برای تعمیر کشتی تلاش کردند.

they formed a ragtag alliance to fight for justice.

آنها برای مبارزه برای عدالت یک اتحاد نامنظم تشکیل دادند.

her ragtag collection of friends always made her laugh.

مجموعه نامنظم دوستانش همیشه او را می خنداند.

the festival was filled with a ragtag assortment of performers.

جشنواره پر از گروهی نامنظم از هنرمندان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید