| جمع | ragtags |
ragtag team
گروه نامنظم
ragtag group
گروه نامنظم
ragtag bunch
گروه نامنظم
ragtag crew
گروه نامنظم
ragtag army
ارتش نامنظم
ragtag squad
گروه کوچک نامنظم
ragtag outfit
گروه نامنظم
ragtag organization
سازمان نامنظم
ragtag alliance
ائتلاف نامنظم
ragtag faction
گروه یا جناح نامنظم
the ragtag group of adventurers set out on a quest.
گروه نامنظم ماجراجویان برای انجام یک جستجو راهی شدند.
despite being a ragtag team, they won the championship.
با وجود اینکه یک تیم نامنظم بودند، قهرمانی را به دست آوردند.
the ragtag army fought bravely against the odds.
ارتش نامنظم با شجاعت در برابر سختی ها جنگید.
they were a ragtag bunch, but they had heart.
آنها گروهی نامنظم بودند، اما قلب داشتند.
the movie featured a ragtag team of misfits.
فیلم دارای یک تیم نامنظم از افراد نامناسب بود.
his ragtag appearance didn't stop him from succeeding.
ظاهر نامرتبش مانع از موفقیتش نشد.
the ragtag crew worked together to fix the ship.
خدمه نامنظم با هم برای تعمیر کشتی تلاش کردند.
they formed a ragtag alliance to fight for justice.
آنها برای مبارزه برای عدالت یک اتحاد نامنظم تشکیل دادند.
her ragtag collection of friends always made her laugh.
مجموعه نامنظم دوستانش همیشه او را می خنداند.
the festival was filled with a ragtag assortment of performers.
جشنواره پر از گروهی نامنظم از هنرمندان بود.
ragtag team
گروه نامنظم
ragtag group
گروه نامنظم
ragtag bunch
گروه نامنظم
ragtag crew
گروه نامنظم
ragtag army
ارتش نامنظم
ragtag squad
گروه کوچک نامنظم
ragtag outfit
گروه نامنظم
ragtag organization
سازمان نامنظم
ragtag alliance
ائتلاف نامنظم
ragtag faction
گروه یا جناح نامنظم
the ragtag group of adventurers set out on a quest.
گروه نامنظم ماجراجویان برای انجام یک جستجو راهی شدند.
despite being a ragtag team, they won the championship.
با وجود اینکه یک تیم نامنظم بودند، قهرمانی را به دست آوردند.
the ragtag army fought bravely against the odds.
ارتش نامنظم با شجاعت در برابر سختی ها جنگید.
they were a ragtag bunch, but they had heart.
آنها گروهی نامنظم بودند، اما قلب داشتند.
the movie featured a ragtag team of misfits.
فیلم دارای یک تیم نامنظم از افراد نامناسب بود.
his ragtag appearance didn't stop him from succeeding.
ظاهر نامرتبش مانع از موفقیتش نشد.
the ragtag crew worked together to fix the ship.
خدمه نامنظم با هم برای تعمیر کشتی تلاش کردند.
they formed a ragtag alliance to fight for justice.
آنها برای مبارزه برای عدالت یک اتحاد نامنظم تشکیل دادند.
her ragtag collection of friends always made her laugh.
مجموعه نامنظم دوستانش همیشه او را می خنداند.
the festival was filled with a ragtag assortment of performers.
جشنواره پر از گروهی نامنظم از هنرمندان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید