ramming speed
سرعت رم کردن
ramming attack
حمله با استفاده از رم
ramming device
وسیله رم
ramming motion
حرکت رم
ramming force
نیروی رم
ramming technique
تکنیک رم
ramming method
روش رم
ramming operation
عملیات رم
ramming action
عملکرد رم
ramming maneuver
مانور رم
the construction crew is ramming the soil to ensure stability.
تیم ساختمانی در حال فشار دادن خاک برای اطمینان از استحکام است.
the car was ramming into the wall during the accident.
در طول تصادف، خودرو به شدت به دیوار برخورد کرد.
he was ramming the door in frustration.
او از سر ناامیدی در حال فشار دادن در بود.
the workers are ramming the asphalt to create a smooth surface.
کارگران در حال فشار دادن آسفالت برای ایجاد یک سطح صاف هستند.
ramming the ice with a shovel can break it apart.
فشار دادن یخ با بیل میتواند آن را بشکند.
the team is ramming the barrier to test its strength.
تیم در حال فشار دادن مانع برای آزمایش استحکام آن است.
ramming the ground will compact the soil effectively.
فشار دادن زمین به طور موثر خاک را متراکم میکند.
the bull was ramming the fence repeatedly.
گاو به طور مکرر در حال فشار دادن نرده بود.
ramming the vehicle into the target was part of the drill.
فشار دادن خودرو به هدف بخشی از تمرین بود.
they are ramming the snow to create a solid base for the snowman.
آنها در حال فشار دادن برف برای ایجاد یک پایه محکم برای آدم برفی هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید