rams

[ایالات متحده]/[rɑːmz]/
[بریتانیا]/[ræmz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوسفند مرد؛ یک حمله یا حمل فشرده
v. به سمت چیزی حرکت کردن یا پیش رفتن؛ فشار دادن یا تشویق کردن کسی به انجام کاری

عبارات و ترکیب‌ها

rams the ball

کُشتن توپ

ramming speed

سرعت کُشتن

rams charged

کُشتن باردار

rams head

سر کُشتن

ram's horn

گوشتی کُشتن

rams down

کُشتن پایین

ramming through

کُشتن از طریق

rams against

کُشتن علیه

rams into

کُشتن به داخل

rams and lambs

کُشتن و گوسفیدها

جملات نمونه

the farmer's rams grazed peacefully in the meadow.

گوسفندان کشاورز در میدان آرام و آسوده گریز می‌کردند.

we watched the rams butt heads during the competition.

ما گوسفندان را در طول رقابت‌ها که یکدیگر را با سر می‌زدند دیدیم.

the flock of rams followed the shepherd up the hill.

گله‌ای از گوسفندان پشت گوسفندچی به سمت کوه رفتند.

he bought several strong rams to improve his herd.

او چند گوسفند قوی را خرید تا گله‌اش را بهبود بخشد.

the rams were impressive with their thick wool.

گوسفندان با پشم ضخیم‌شان شگفت‌انگیز بودند.

the rams charged across the field with great energy.

گوسفندان با انرژی زیاد از میدان عبور کردند.

protecting the rams from predators is a constant concern.

محافظت از گوسفندان در برابر شکارچیان یک نگرانی دائمی است.

the rams competed fiercely for the ewes' attention.

گوسفندان با شدت برای جلب توجه گوسفند ماده رقابت می‌کردند.

the sound of the rams' bleating echoed through the valley.

صوت بلکندن گوسفندان از طریق دره تکان می‌خورد.

the young rams were full of youthful exuberance.

گوسفندان جوان با شوری جوانی پر بودند.

he carefully selected the rams for breeding purposes.

او با دقت گوسفندان را برای هدف تولید انتخاب کرد.

the rams demonstrated their strength in a display of dominance.

گوسفندان قدرت خود را در نمایشی از حاکمیت نشان دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید