ranknesses

[ایالات متحده]/ˈræŋknəs/
[بریتانیا]/ˈræŋk.nəs/

ترجمه

n. حالت رتبه؛ رشد بیش از حد یا بوی ناخوشایند

عبارات و ترکیب‌ها

rankness level

سطح رتبه

high rankness

رتبه بالا

rankness assessment

ارزیابی رتبه

rankness criteria

معیارهای رتبه

rankness measurement

اندازه گیری رتبه

rankness evaluation

ارزیابی رتبه

rankness scale

مقیاس رتبه

rankness index

شاخص رتبه

rankness factor

ضریب رتبه

rankness analysis

تجزیه و تحلیل رتبه

جملات نمونه

the rankness of the smell made everyone leave the room.

بوی نامطبوع باعث شد همه اتاق را ترک کنند.

we need to address the rankness of the compost in the garden.

ما باید به بوی نامطبوع کود در باغ رسیدگی کنیم.

his comments about the rankness of the food were quite harsh.

اظهارات او در مورد بوی نامطبوع غذا بسیار تند بود.

the rankness of the air in the old building was unbearable.

بوی نامطبوع هوا در ساختمان قدیمی غیرقابل تحمل بود.

she complained about the rankness of the water in the lake.

او در مورد بوی نامطبوع آب در دریاچه شکایت کرد.

the rankness of the fish left a bad impression on the guests.

بوی نامطبوع ماهی تأثیر بدی بر مهمانان گذاشت.

after the rain, the rankness of the wet soil was noticeable.

بعد از باران، بوی نامطبوع خاک خیس قابل توجه بود.

they discussed the rankness of the odor coming from the factory.

آنها در مورد بوی نامطبوعی که از کارخانه می آمد بحث کردند.

the rankness of the cheese was overwhelming for some.

بوی نامطبوع پنیر برای برخی از افراد طاقت فرسا بود.

he noticed the rankness of the air after the storm.

او متوجه بوی نامطبوع هوا بعد از طوفان شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید