ranted about
در مورد غر زد
ranted against
علیه غر زد
ranted on
در مورد ... غر زد
ranted loudly
بلند غر زد
ranted endlessly
بی وقفه غر زد
ranted furiously
با خشم غر زد
ranted away
دور غر زد
ranted freely
آزادانه غر زد
ranted repeatedly
مکرراً غر زد
he ranted about the unfair treatment he received at work.
او در مورد رفتار ناعادلانهای که در محل کار دریافت کرده بود، داد و فریاد سر داد.
during the meeting, she ranted about the new policies.
در طول جلسه، او در مورد سیاستهای جدید داد و فریاد سر داد.
they ranted for hours about the state of the economy.
آنها ساعتها در مورد وضعیت اقتصاد داد و فریاد سر دادند.
the politician ranted during his speech, losing the audience's interest.
سیاستمدان در طول سخنرانی خود داد و فریاد سر داد و علاقه مخاطبان را از دست داد.
after the game, he ranted about the referee's decisions.
بعد از بازی، او در مورد تصمیمات داور داد و فریاد سر داد.
she ranted online about the poor customer service she received.
او به صورت آنلاین در مورد خدمات مشتری ضعیفی که دریافت کرده بود، داد و فریاد سر داد.
he ranted and raved about the latest movie he watched.
او در مورد آخرین فیلمی که تماشا کرده بود، داد و فریاد سر داد و اعتراض کرد.
they ranted against the new law that was passed.
آنها با تصویب قانون جدید مخالفت کردند و داد و فریاد سر دادند.
she ranted about the lack of support from her friends.
او در مورد فقدان حمایت از طرف دوستانش داد و فریاد سر داد.
he ranted in frustration after losing the game.
او در سرنوشت بعد از باختن در بازی، داد و فریاد سر داد.
ranted about
در مورد غر زد
ranted against
علیه غر زد
ranted on
در مورد ... غر زد
ranted loudly
بلند غر زد
ranted endlessly
بی وقفه غر زد
ranted furiously
با خشم غر زد
ranted away
دور غر زد
ranted freely
آزادانه غر زد
ranted repeatedly
مکرراً غر زد
he ranted about the unfair treatment he received at work.
او در مورد رفتار ناعادلانهای که در محل کار دریافت کرده بود، داد و فریاد سر داد.
during the meeting, she ranted about the new policies.
در طول جلسه، او در مورد سیاستهای جدید داد و فریاد سر داد.
they ranted for hours about the state of the economy.
آنها ساعتها در مورد وضعیت اقتصاد داد و فریاد سر دادند.
the politician ranted during his speech, losing the audience's interest.
سیاستمدان در طول سخنرانی خود داد و فریاد سر داد و علاقه مخاطبان را از دست داد.
after the game, he ranted about the referee's decisions.
بعد از بازی، او در مورد تصمیمات داور داد و فریاد سر داد.
she ranted online about the poor customer service she received.
او به صورت آنلاین در مورد خدمات مشتری ضعیفی که دریافت کرده بود، داد و فریاد سر داد.
he ranted and raved about the latest movie he watched.
او در مورد آخرین فیلمی که تماشا کرده بود، داد و فریاد سر داد و اعتراض کرد.
they ranted against the new law that was passed.
آنها با تصویب قانون جدید مخالفت کردند و داد و فریاد سر دادند.
she ranted about the lack of support from her friends.
او در مورد فقدان حمایت از طرف دوستانش داد و فریاد سر داد.
he ranted in frustration after losing the game.
او در سرنوشت بعد از باختن در بازی، داد و فریاد سر داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید