rantes

[ایالات متحده]/ˌɑːr en tiː ˈes/
[بریتانیا]/ˌɑːr æn tiː ˈes/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. مرتبط با فعال شدن نرمال سلول T بیان شده و منتشر شده (یک پروتئین کمokine)

عبارات و ترکیب‌ها

ranted angrily

خیلی عصبانی شد

never ranted

هرگز عصبانی نشد

جملات نمونه

he went on a rante about the poor customer service at the restaurant.

او در مورد خدمات مشتریان ضعیف در رستوران یک رانته کرد.

she had a major rante on social media about the new policy changes.

او در شبکه های اجتماعی در مورد تغییرات جدید سیاست یک رانته بزرگ داشت.

the morning rante from my colleague lasted for almost an hour.

rantه صبحی از همکار من تقریباً یک ساعت طول کشید.

i received an angry rante email from a dissatisfied customer.

من یک ایمیل عصبانی از یک مشتری ناراضی دریافت کردم.

his drunk rante at the party embarrassed everyone around him.

rantه نیمه اشتباه او در جشن گروهی همه اطراف او را خجالتی کرد.

the political rante spread quickly across all news channels.

rantه سیاسی به سرعت در تمام کانال های خبری پخش شد.

we sat through his endless rante about the traffic jam.

ما در مورد اینکه چطور ترافیک گیر کرده است، رانته نامحدود او را تحمل کردیم.

her rante about the broken printer made everyone laugh.

rantه او در مورد چاپگر معیوب همه را خنده زد.

the viral rante video garnered millions of views overnight.

ویدئوی رانته ویروسی میلیون ها بازدید در طول شب جمع کرد.

after the meeting, he sent a sarcastic rante to the whole team.

پس از جلسه، او به تمام تیم یک رانته تمسخر آمیز ارسال کرد.

the famous comedian's rante about modern technology went viral on youtube.

rantه معروف کمدیان در مورد فناوری مدرن در یوتیوب ویروس شد.

every monday, my boss launches into a rante about last week's sales figures.

هر یکشنبه، من میلیون ها بازدید در طول شب جمع کردم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید