rarified

[ایالات متحده]/ˈreəfɪd/
[بریتانیا]/ˈrɛrəˌfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با ارزش اخلاقی یا فکری بالا؛ بلند؛ نازک یا کم چگال؛ جو رقیق شده

عبارات و ترکیب‌ها

rarified air

هوا لطیف

rarified atmosphere

فضای لطیف

rarified company

شرکت با کیفیت

rarified environment

محیط لطیف

rarified world

جهان لطیف

rarified taste

سلیقه خاص

rarified status

موقعیت خاص

rarified knowledge

دانش خاص

rarified group

گروه خاص

rarified field

حوزه خاص

جملات نمونه

the scientists worked in a rarified atmosphere to conduct their experiments.

دانشمندان در فضایی نادر و لطیف برای انجام آزمایشات خود کار می‌کردند.

he enjoys the rarified air of the high mountains.

او از هوای لطیف کوه‌های بلند لذت می‌برد.

the gallery showcased rarified art that few could appreciate.

گالری هنری کمیاب را به نمایش گذاشت که فقط تعداد کمی می‌توانستند آن را ارزیابی کنند.

in rarified circles, his theories are highly regarded.

در محافل خاص، نظریات او بسیار مورد احترام است.

she found herself in a rarified environment surrounded by intellectuals.

او خود را در محیطی لطیف و در میان روشنفکران یافت.

the conference attracted a rarified audience of experts.

کنفرانس مخاطبانی خاص از کارشناسان را به خود جذب کرد.

his writing style is considered rarified and complex.

سبک نویسندگی او به عنوان لطیف و پیچیده در نظر گرفته می‌شود.

living in such rarified conditions can be challenging.

زندگی در چنین شرایطی لطیف می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

the rarified nature of the discussion made it difficult for newcomers to engage.

ماهیت لطیف بحث باعث شد که افراد تازه کار نتوانند در آن مشارکت کنند.

the rarified world of haute couture is fascinating.

جهان کمیاب مد با کلاس بالا جذاب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید