rationed

[ایالات متحده]/ˈræʃənd/
[بریتانیا]/ˈræʃənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تأمین یا توزیع در مقادیر ثابت

عبارات و ترکیب‌ها

rationed food

غذاهای توزیع شده

rationed supplies

تجهیزات توزیع شده

rationed water

آب توزیع شده

rationed goods

کالا‌های توزیع شده

rationed fuel

سوخت توزیع شده

rationed meals

وعده‌های غذایی توزیع شده

rationed access

دسترسی توزیع شده

rationed resources

منابع توزیع شده

rationed services

خدمات توزیع شده

rationed items

اقلام توزیع شده

جملات نمونه

the government has rationed food supplies during the crisis.

در طول بحران، دولت عرضه غذایی را تقسیم کرده است.

water was rationed in the drought-stricken areas.

در مناطق دچار خشکسالی، آب نیز تقسیم شده بود.

during the war, many goods were strictly rationed.

در طول جنگ، بسیاری از کالاها به شدت تقسیم شدند.

he felt frustrated because his internet usage was rationed.

او احساس ناامیدی کرد زیرا استفاده اینترنت او محدود شده بود.

the school rationed snacks to promote healthier eating habits.

مدارس میان وعده ها را تقسیم کردند تا عادات غذایی سالم تری را ترویج کنند.

electricity was rationed during the peak summer months.

در طول گرم ترین ماه های تابستان، برق نیز تقسیم شد.

rationed supplies led to long lines at the store.

تقسیم منابع منجر به صف های طولانی در مغازه شد.

they had to adjust their lifestyle because water was rationed.

آنها مجبور شدند سبک زندگی خود را تغییر دهند زیرا آب محدود شده بود.

the community organized a meeting to discuss rationed resources.

جامعه یک جلسه برای بحث در مورد منابع محدود شده سازماندهی کرد.

rationed meals were provided to those in need.

وعده های غذایی محدود شده به نیازمندان ارائه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید