rationed food
غذاهای توزیع شده
rationed supplies
تجهیزات توزیع شده
rationed water
آب توزیع شده
rationed goods
کالاهای توزیع شده
rationed fuel
سوخت توزیع شده
rationed meals
وعدههای غذایی توزیع شده
rationed access
دسترسی توزیع شده
rationed resources
منابع توزیع شده
rationed services
خدمات توزیع شده
rationed items
اقلام توزیع شده
the government has rationed food supplies during the crisis.
در طول بحران، دولت عرضه غذایی را تقسیم کرده است.
water was rationed in the drought-stricken areas.
در مناطق دچار خشکسالی، آب نیز تقسیم شده بود.
during the war, many goods were strictly rationed.
در طول جنگ، بسیاری از کالاها به شدت تقسیم شدند.
he felt frustrated because his internet usage was rationed.
او احساس ناامیدی کرد زیرا استفاده اینترنت او محدود شده بود.
the school rationed snacks to promote healthier eating habits.
مدارس میان وعده ها را تقسیم کردند تا عادات غذایی سالم تری را ترویج کنند.
electricity was rationed during the peak summer months.
در طول گرم ترین ماه های تابستان، برق نیز تقسیم شد.
rationed supplies led to long lines at the store.
تقسیم منابع منجر به صف های طولانی در مغازه شد.
they had to adjust their lifestyle because water was rationed.
آنها مجبور شدند سبک زندگی خود را تغییر دهند زیرا آب محدود شده بود.
the community organized a meeting to discuss rationed resources.
جامعه یک جلسه برای بحث در مورد منابع محدود شده سازماندهی کرد.
rationed meals were provided to those in need.
وعده های غذایی محدود شده به نیازمندان ارائه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید