rawling

[ایالات متحده]/ˈrɔːlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɔːlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خانوادگی انگلیسی که از یک فرم کاهش دوگانه نام شخصی انگلیسی میانه قرون میانه "Raw" گرفته شده است، که پسوند‌های -el و -in را ترکیب می‌کند؛ از نام شخصی انگلیسی میانه و اصل فرانسوی باستان گرفته شده است.
شکل‌های واژه
جمعrawlings

عبارات و ترکیب‌ها

rawling stone

سنگ رولینگ

rawling log

چوب رولینگ

rawling ball

توپ رولینگ

rawling dice

پرتوان رولینگ

rawling thunder

برق رولینگ

rawling dough

تکه نان رولینگ

rawling pins

پین‌های رولینگ

rawling hills

کوه‌های رولینگ

rawling mist

پرده‌ای از رولینگ

rawling clouds

ابر رولینگ

جملات نمونه

the wounded soldier was rawling across the battlefield despite his injuries.

سرباز زخمی در حال لزوم در میدان نبرد بود، با وجود زخم‌هایش.

the baby was rawling on the carpet toward her favorite toys.

نوزاد در حال لزوم روی کفپشت به سوی بازی‌های مورد علاقه‌اش بود.

time seemed rawling by during the incredibly boring lecture.

زمان به نظر می‌رسید که در حین سخنرانی بسیار خسته‌کننده‌ای لزوم می‌گذرد.

she found herself rawling through the muddy terrain after slipping on the wet grass.

او پس از اینکه روی گیاهان مرطوب لیز خورد، خودش را در حال لزوم در زمین لایروب شده یافت.

the injured deer was rawling slowly toward the forest for safety.

گوزن زخمی به آرامی به سوی جنگل برای امنیت حرکت می‌کرد.

he spent the whole afternoon rawling in the garden planting flowers.

او تمام بعدازظهر را در حال لزوم در باغچه و کاشتن گل‌ها گذراند.

after the car crash, survivors were rawling out of the twisted wreckage.

پس از تصادم اتومobil، زنده‌ماندگان از میان خرده‌های پارچه‌شده خارج می‌شدند.

the traffic was rawling forward at an extremely slow pace during rush hour.

ترافیک در ساعت اوج به آرامی به سمت جلو حرکت می‌کرد.

she realized she was rawling deeper into financial debt with each passing month.

او متوجه شد که با گذشت هر ماه، بیشتر به بدهی مالی فرو می‌رود.

thick fog was rawling in from the sea, covering the entire coastal town.

بخار گرم از دریا وارد می‌شد و تمام شهر ساحلی را پوشاند.

cold winter winds were rawling through the mountain valley.

بادهای سرد زمستانی از میان دشت کوه‌ها لزوم می‌کردند.

the children were rawling on the living room floor playing with their new toys.

کودکان روی زمین اتاق نشیمن در حال لزوم و بازی با بازی‌های جدیدشان بودند.

the exhausted marathon runner was rawling toward the finish line on her hands and knees.

راه‌دوی ماراثون که خسته بود، روی دست‌ها و زانویش به سوی خط پایان حرکت می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید