razed

[ایالات متحده]/reɪzd/
[بریتانیا]/reɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور کامل نابود کردن؛ به سطح زمین رساندن؛ زمان گذشته و قسمت گذشته raze
adj. به سطح زمین رسیده یا فراموش شده

عبارات و ترکیب‌ها

razed to ground

به زمین تبدیل شده

razed buildings

ساختمان‌های تخریب‌شده

razed village

دهکده تخریب‌شده

razed city

شهر تخریب‌شده

razed structures

ساختارهای تخریب‌شده

razed landscape

منظره تخریب‌شده

razed area

منطقه تخریب‌شده

razed site

محل تخریب‌شده

razed remains

آثار تخریب‌شده

razed heritage

میراث تخریب‌شده

جملات نمونه

the old factory was razed to make way for a new shopping center.

برای ایجاد فضای یک مرکز خرید جدید، کارخانه قدیمی تخریب شد.

after the fire, the building was completely razed.

پس از آتش‌سوزی، ساختمان به طور کامل تخریب شد.

the city council decided to have the abandoned house razed.

شورای شهر تصمیم گرفت خانه‌ی متروکه را تخریب کند.

the historic site was razed despite public outcry.

با وجود اعتراضات مردمی، مکان تاریخی تخریب شد.

the hurricane razed several homes in the coastal area.

طوفان خانه‌های متعددی را در مناطق ساحلی تخریب کرد.

they plan to raze the old stadium for a new sports complex.

آنها قصد دارند استادیوم قدیمی را برای ساخت یک مجتمع ورزشی جدید تخریب کنند.

the government razed the slums to build affordable housing.

برای ساخت مسکن ارزان قیمت، دولت زاغه‌ها را تخریب کرد.

many trees were razed to clear land for agriculture.

برای پاکسازی زمین برای کشاورزی، درختان زیادی تخریب شدند.

the ancient ruins were accidentally razed during construction.

در حین ساخت و ساز، بقایای باستانی به طور تصادفی تخریب شدند.

the protesters were against the plan to raze the park.

معترضان با طرح تخریب پارک مخالف بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید