razzle-dazzle show
نمایش شگفت انگیز
with razzle-dazzle
با شگفت انگیزی
full of razzle-dazzle
پر از شگفت انگیزی
razzle-dazzled audience
خیال باز جمع
doing razzle-dazzle
در حال انجام شگفت انگیزی
razzle-dazzle effect
اثر شگفت انگیز
pure razzle-dazzle
شگفت انگیز خالص
avoided razzle-dazzle
از شگفت انگیزی پرهیز کرد
razzle-dazzle tactics
راهکارهای شگفت انگیز
the stage show was full of razzle-dazzle and special effects.
نمایش صحنهای پر از راز و راز و رنگآمیزی و اثرات ویژه بود.
he tried to impress her with his razzle-dazzle and charm.
او سعی کرد با راز و راز و رنگآمیزی و جذابیت خود او را وادار کند.
the politician's speech was all razzle-dazzle, with no real substance.
خطبه سیاستمدار تمام راز و راز و رنگآمیزی بود، بدون محتوای واقعی.
the magician used razzle-dazzle to distract the audience.
جادوگر از راز و راز و رنگآمیزی برای توجه مخاطبین را منحرف کردن استفاده کرد.
the casino was designed to create a sense of razzle-dazzle.
کازینو برای ایجاد احساس راز و راز و رنگآمیزی طراحی شده است.
despite the razzle-dazzle, the product wasn't very good.
هر چند راز و راز و رنگآمیزی وجود داشت، محصول خیلی خوب نبود.
the fireworks display was a spectacular razzle-dazzle.
نمایش فروشگاهی یک راز و راز و رنگآمیزی شگفتانگیز بود.
the band's performance was a whirlwind of razzle-dazzle.
performance گروه یک چرخشی از راز و راز و رنگآمیزی بود.
the fashion show featured a lot of razzle-dazzle and glamour.
نمایش مد زیادی از راز و راز و رنگآمیزی و جذابیت داشت.
the company's presentation was pure razzle-dazzle and marketing.
ارائه شرکت تمام راز و راز و رنگآمیزی و بازاریابی بود.
the singer's stage presence was all razzle-dazzle and energy.
وجود موسیقیدان در صحنه تمام راز و راز و رنگآمیزی و انرژی بود.
razzle-dazzle show
نمایش شگفت انگیز
with razzle-dazzle
با شگفت انگیزی
full of razzle-dazzle
پر از شگفت انگیزی
razzle-dazzled audience
خیال باز جمع
doing razzle-dazzle
در حال انجام شگفت انگیزی
razzle-dazzle effect
اثر شگفت انگیز
pure razzle-dazzle
شگفت انگیز خالص
avoided razzle-dazzle
از شگفت انگیزی پرهیز کرد
razzle-dazzle tactics
راهکارهای شگفت انگیز
the stage show was full of razzle-dazzle and special effects.
نمایش صحنهای پر از راز و راز و رنگآمیزی و اثرات ویژه بود.
he tried to impress her with his razzle-dazzle and charm.
او سعی کرد با راز و راز و رنگآمیزی و جذابیت خود او را وادار کند.
the politician's speech was all razzle-dazzle, with no real substance.
خطبه سیاستمدار تمام راز و راز و رنگآمیزی بود، بدون محتوای واقعی.
the magician used razzle-dazzle to distract the audience.
جادوگر از راز و راز و رنگآمیزی برای توجه مخاطبین را منحرف کردن استفاده کرد.
the casino was designed to create a sense of razzle-dazzle.
کازینو برای ایجاد احساس راز و راز و رنگآمیزی طراحی شده است.
despite the razzle-dazzle, the product wasn't very good.
هر چند راز و راز و رنگآمیزی وجود داشت، محصول خیلی خوب نبود.
the fireworks display was a spectacular razzle-dazzle.
نمایش فروشگاهی یک راز و راز و رنگآمیزی شگفتانگیز بود.
the band's performance was a whirlwind of razzle-dazzle.
performance گروه یک چرخشی از راز و راز و رنگآمیزی بود.
the fashion show featured a lot of razzle-dazzle and glamour.
نمایش مد زیادی از راز و راز و رنگآمیزی و جذابیت داشت.
the company's presentation was pure razzle-dazzle and marketing.
ارائه شرکت تمام راز و راز و رنگآمیزی و بازاریابی بود.
the singer's stage presence was all razzle-dazzle and energy.
وجود موسیقیدان در صحنه تمام راز و راز و رنگآمیزی و انرژی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید