reabsorbs water
پایش آب
body reabsorbs
بدن پایش میکند
actively reabsorbs
فعالانه پایش میکند
reabsorbing nutrients
جذب مجدد مواد مغذی
kidney reabsorbs
کلیه پایش میکند
tissue reabsorbs
بافت پایش میکند
it reabsorbs
آن پایش میکند
reabsorbs ions
پایش یونها
where it reabsorbs
جایی که آن پایش میکند
the kidneys reabsorbs water to maintain fluid balance.
کلیهها آب را باز جذب میکنند تا تعادل مایع حفظ شود.
the gut reabsorbs nutrients from digested food.
روده مواد مغذی را از غذاهای هضم شده باز جذب میکند.
the body reabsorbs sodium to regulate blood pressure.
بدن سدیم را باز جذب میکند تا فشار خون را تنظیم کند.
the nephron reabsorbs glucose and amino acids.
نفرون گلوکز و اسیدهای آمینه را باز جذب میکند.
the colon reabsorbs water, solidifying the waste.
کولون آب را باز جذب میکند و پوزه را جامد میکند.
the proximal tubule efficiently reabsorbs many substances.
تیوبول نزدیک به طور کارآمد مواد زیادی را باز جذب میکند.
the body reabsorbs electrolytes to maintain homeostasis.
بدن الکترولیتها را باز جذب میکند تا هومئوستاز حفظ شود.
the liver reabsorbs iron, preventing deficiency.
کبد آهن را باز جذب میکند تا کمبود جلوگیری شود.
the process of reabsorbs is vital for survival.
فرآیند باز جذب برای بقا حیاتی است.
the kidneys reabsorbs bicarbonate to regulate ph.
کلیهها بیکربنات را باز جذب میکنند تا ph را تنظیم کنند.
the loop of henle reabsorbs sodium and chloride.
حلقه هنله سدیم و کلرید را باز جذب میکند.
reabsorbs water
پایش آب
body reabsorbs
بدن پایش میکند
actively reabsorbs
فعالانه پایش میکند
reabsorbing nutrients
جذب مجدد مواد مغذی
kidney reabsorbs
کلیه پایش میکند
tissue reabsorbs
بافت پایش میکند
it reabsorbs
آن پایش میکند
reabsorbs ions
پایش یونها
where it reabsorbs
جایی که آن پایش میکند
the kidneys reabsorbs water to maintain fluid balance.
کلیهها آب را باز جذب میکنند تا تعادل مایع حفظ شود.
the gut reabsorbs nutrients from digested food.
روده مواد مغذی را از غذاهای هضم شده باز جذب میکند.
the body reabsorbs sodium to regulate blood pressure.
بدن سدیم را باز جذب میکند تا فشار خون را تنظیم کند.
the nephron reabsorbs glucose and amino acids.
نفرون گلوکز و اسیدهای آمینه را باز جذب میکند.
the colon reabsorbs water, solidifying the waste.
کولون آب را باز جذب میکند و پوزه را جامد میکند.
the proximal tubule efficiently reabsorbs many substances.
تیوبول نزدیک به طور کارآمد مواد زیادی را باز جذب میکند.
the body reabsorbs electrolytes to maintain homeostasis.
بدن الکترولیتها را باز جذب میکند تا هومئوستاز حفظ شود.
the liver reabsorbs iron, preventing deficiency.
کبد آهن را باز جذب میکند تا کمبود جلوگیری شود.
the process of reabsorbs is vital for survival.
فرآیند باز جذب برای بقا حیاتی است.
the kidneys reabsorbs bicarbonate to regulate ph.
کلیهها بیکربنات را باز جذب میکنند تا ph را تنظیم کنند.
the loop of henle reabsorbs sodium and chloride.
حلقه هنله سدیم و کلرید را باز جذب میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید