reabsorbs

[ایالات متحده]/[riːəˈsɔːb]/
[بریتانیا]/[rɪˈzɔːrb]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جذب مجدد کردن؛ بازگرداندن یا بازپس گرفتن؛ جذب مجدد به بدن.

عبارات و ترکیب‌ها

reabsorbs water

پایش آب

body reabsorbs

بدن پایش می‌کند

actively reabsorbs

فعالانه پایش می‌کند

reabsorbing nutrients

جذب مجدد مواد مغذی

kidney reabsorbs

کلیه پایش می‌کند

tissue reabsorbs

بافت پایش می‌کند

it reabsorbs

آن پایش می‌کند

reabsorbs ions

پایش یون‌ها

where it reabsorbs

جایی که آن پایش می‌کند

جملات نمونه

the kidneys reabsorbs water to maintain fluid balance.

کلیه‌ها آب را باز جذب می‌کنند تا تعادل مایع حفظ شود.

the gut reabsorbs nutrients from digested food.

روده مواد مغذی را از غذاهای هضم شده باز جذب می‌کند.

the body reabsorbs sodium to regulate blood pressure.

بدن سدیم را باز جذب می‌کند تا فشار خون را تنظیم کند.

the nephron reabsorbs glucose and amino acids.

نفرون گلوکز و اسیدهای آمینه را باز جذب می‌کند.

the colon reabsorbs water, solidifying the waste.

کولون آب را باز جذب می‌کند و پوزه را جامد می‌کند.

the proximal tubule efficiently reabsorbs many substances.

تیوبول نزدیک به طور کارآمد مواد زیادی را باز جذب می‌کند.

the body reabsorbs electrolytes to maintain homeostasis.

بدن الکترولیت‌ها را باز جذب می‌کند تا هومئوستاز حفظ شود.

the liver reabsorbs iron, preventing deficiency.

کبد آهن را باز جذب می‌کند تا کمبود جلوگیری شود.

the process of reabsorbs is vital for survival.

فرآیند باز جذب برای بقا حیاتی است.

the kidneys reabsorbs bicarbonate to regulate ph.

کلیه‌ها بیکربنات را باز جذب می‌کنند تا ph را تنظیم کنند.

the loop of henle reabsorbs sodium and chloride.

حلقه هنله سدیم و کلرید را باز جذب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید