readied

[ایالات متحده]/ˈrɛdɪd/
[بریتانیا]/ˈrɛdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آماده یا تهیه شده

عبارات و ترکیب‌ها

readied for action

آماده برای اقدام

readied for launch

آماده برای پرتاب

readied and waiting

آماده و منتظر

readied the troops

نیروها را آماده کرد

readied the equipment

تجهیزات را آماده کرد

readied for battle

آماده برای نبرد

readied the team

تیم را آماده کرد

readied for departure

آماده برای عزیمت

readied the supplies

تدارکات را آماده کرد

readied the stage

صحنه را آماده کرد

جملات نمونه

the team readied themselves for the big game.

تیم خود را برای بازی بزرگ آماده کردند.

she readied the presentation before the meeting.

او قبل از جلسه ارائه‌دادن را آماده کرد.

he readied his notes for the lecture.

او یادداشت‌های خود را برای سخنرانی آماده کرد.

they readied the equipment for the experiment.

آنها تجهیزات را برای آزمایش آماده کردند.

the chef readied the ingredients for dinner.

سرآشپز مواد لازم برای شام را آماده کرد.

we readied the house for the guests.

ما خانه را برای مهمانان آماده کردیم.

she readied her mind for the challenges ahead.

او ذهن خود را برای چالش‌های پیش رو آماده کرد.

he readied the car for a long trip.

او ماشین را برای یک سفر طولانی آماده کرد.

the soldiers readied their weapons for the mission.

سربازان سلاح‌های خود را برای مأموریت آماده کردند.

they readied the launch of the new product.

آنها راه اندازی محصول جدید را آماده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید