readjusts to change
سازگار شدن با تغییر
readjusts the settings
تنظیم مجدد تنظیمات
readjusts his focus
تمرکز خود را دوباره تنظیم میکند
readjusts her schedule
برنامه خود را دوباره تنظیم میکند
readjusts its strategy
استراتژی خود را دوباره تنظیم میکند
readjusts the plan
برنامه را دوباره تنظیم میکند
readjusts expectations
انتظارات را دوباره تنظیم میکند
readjusts the budget
بودجه را دوباره تنظیم میکند
readjusts the approach
رویکرد را دوباره تنظیم میکند
readjusts to reality
سازگار شدن با واقعیت
the company readjusts its strategy every quarter.
شرکت هر سه ماهه استراتژی خود را دوباره تنظیم میکند.
she readjusts her schedule to fit in more exercise.
او برنامه خود را دوباره تنظیم میکند تا زمان بیشتری را به ورزش اختصاص دهد.
the teacher readjusts the lesson plan based on student feedback.
معلم برنامه درس را بر اساس بازخورد دانشآموزان دوباره تنظیم میکند.
the team readjusts its goals after the review meeting.
تیم اهداف خود را پس از جلسه بررسی دوباره تنظیم میکند.
he readjusts his expectations after the project delays.
او انتظارات خود را پس از تاخیر در پروژه دوباره تنظیم میکند.
the software readjusts its settings for optimal performance.
نرمافزار تنظیمات خود را برای عملکرد بهینه دوباره تنظیم میکند.
she readjusts her priorities to focus on what matters most.
او اولویتهای خود را دوباره تنظیم میکند تا بر روی آنچه که مهم است تمرکز کند.
the manager readjusts the budget to accommodate new expenses.
مدیر بودجه را برای پوشش هزینههای جدید دوباره تنظیم میکند.
the organization readjusts its policies to improve employee satisfaction.
سازمان سیاستهای خود را برای بهبود رضایت کارکنان دوباره تنظیم میکند.
as the market changes, the business readjusts its approach.
همانطور که بازار تغییر میکند، کسب و کار رویکرد خود را دوباره تنظیم میکند.
readjusts to change
سازگار شدن با تغییر
readjusts the settings
تنظیم مجدد تنظیمات
readjusts his focus
تمرکز خود را دوباره تنظیم میکند
readjusts her schedule
برنامه خود را دوباره تنظیم میکند
readjusts its strategy
استراتژی خود را دوباره تنظیم میکند
readjusts the plan
برنامه را دوباره تنظیم میکند
readjusts expectations
انتظارات را دوباره تنظیم میکند
readjusts the budget
بودجه را دوباره تنظیم میکند
readjusts the approach
رویکرد را دوباره تنظیم میکند
readjusts to reality
سازگار شدن با واقعیت
the company readjusts its strategy every quarter.
شرکت هر سه ماهه استراتژی خود را دوباره تنظیم میکند.
she readjusts her schedule to fit in more exercise.
او برنامه خود را دوباره تنظیم میکند تا زمان بیشتری را به ورزش اختصاص دهد.
the teacher readjusts the lesson plan based on student feedback.
معلم برنامه درس را بر اساس بازخورد دانشآموزان دوباره تنظیم میکند.
the team readjusts its goals after the review meeting.
تیم اهداف خود را پس از جلسه بررسی دوباره تنظیم میکند.
he readjusts his expectations after the project delays.
او انتظارات خود را پس از تاخیر در پروژه دوباره تنظیم میکند.
the software readjusts its settings for optimal performance.
نرمافزار تنظیمات خود را برای عملکرد بهینه دوباره تنظیم میکند.
she readjusts her priorities to focus on what matters most.
او اولویتهای خود را دوباره تنظیم میکند تا بر روی آنچه که مهم است تمرکز کند.
the manager readjusts the budget to accommodate new expenses.
مدیر بودجه را برای پوشش هزینههای جدید دوباره تنظیم میکند.
the organization readjusts its policies to improve employee satisfaction.
سازمان سیاستهای خود را برای بهبود رضایت کارکنان دوباره تنظیم میکند.
as the market changes, the business readjusts its approach.
همانطور که بازار تغییر میکند، کسب و کار رویکرد خود را دوباره تنظیم میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید