reaganomic

[ایالات متحده]/ˌreɪɡəˈnɒmɪk/
[بریتانیا]/ˌreɪɡəˈnɑːmɪk/

ترجمه

adj. مربوط به رئگانومیکس، سیاست‌های اقتصادی که با رونالد ریگان مرتبط است و کاهش مالیات، کاهش هزینه‌های دولت، عدم تنظیم و سیاست‌های مونتاریست را شامل می‌شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

reaganomic policies

سیاست‌های رئیگانومیک

reaganomics era

دوره رئیگانومیک

reaganomic approach

رویکرد رئیگانومیک

reaganomic theory

نظریه رئیگانومیک

reaganomics impact

تأثیر رئیگانومیک

reaganomic measures

اقدامات رئیگانومیک

reaganomic philosophy

فیلосوفی رئیگانومیک

reaganomics debate

مباحثه رئیگانومیک

reaganomic legacy

میراث رئیگانومیک

reaganomic reforms

اصلاحات رئیگانومیک

جملات نمونه

reaganomic policies emphasized tax cuts and deregulation during the 1980s.

سیاست‌های ریگانومیک در دهه 1980 بر کاهش مالیات و کاهش تنظیم‌های حکومتی تأکید داشت.

the reaganomic approach prioritized supply-side economics over social programs.

رویکرد ریگانومیک به اقتصاد کالا در برابر برنامه‌های اجتماعی اولویت داد.

critics argued that reaganomic reforms widened the gap between rich and poor.

انتقادات مطرح شد که اصلاحات ریگانومیک فاصله بین ثروتمندان و فقیران را گسترش داد.

the reaganomic era marked a significant shift in american economic philosophy.

دوره ریگانومیک یک تغییر معنادار در فلسفه اقتصادی آمریکا را نشان داد.

many reaganomic principles were later adopted by conservative politicians worldwide.

بیشتر اصول ریگانومیک پس از آن توسط سیاستمداران محافظهکار در سراسر جهان پذیرفته شد.

reaganomic economics focused on reducing government spending on welfare programs.

اقتصاد ریگانومیک بر کاهش هزینه‌های دولت در زمینه برنامه‌های کمک به مردم متمرکز بود.

the reaganomic theory suggested that tax cuts would stimulate economic growth.

نظریه ریگانومیک پیش‌بینی می‌کرد که کاهش مالیات رشد اقتصادی را تحریک خواهد کرد.

some economists credit reaganomic policies with ending the stagflation of the 1970s.

برخی اقتصاددان‌ها سیاست‌های ریگانومیک را به پایان دادن به استیفلیسیون دهه 1970 می‌آوردند.

the reaganomic administration faced criticism for increasing the national debt.

اداره ریگانومیک به دلیل افزایش بدهی کشور مورد انتقاد قرار گرفت.

reaganomic measures included deregulation of the banking and energy sectors.

اقدامات ریگانومیک شامل کاهش تنظیم‌های بانکی و بخش انرژی بود.

the reaganomic strategy aimed to boost corporate investment through tax incentives.

استراتژی ریگانومیک به منظور افزایش سرمایه‌گذاری شرکت‌ها از طریق حسابت‌های مالیاتی بود.

debate continues about the long-term effects of reaganomic economic policies.

بحث در مورد اثرات بلندمدت سیاست‌های اقتصادی ریگانومیک ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید