realest

[ایالات متحده]/ˈrɪəlɛst/
[بریتانیا]/ˈriːəlɛst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. واقعی‌ترین یا اصیل‌ترین; واقعی‌ترین

عبارات و ترکیب‌ها

realest talk

واقعی‌ترین صحبت

realest vibe

واقعی‌ترین حال و هوا

realest friend

واقعی‌ترین دوست

realest moment

واقعی‌ترین لحظه

realest love

واقعی‌ترین عشق

realest life

واقعی‌ترین زندگی

realest words

واقعی‌ترین کلمات

realest hustle

واقعی‌ترین تلاش

realest dreams

واقعی‌ترین رویاها

realest style

واقعی‌ترین سبک

جملات نمونه

she is the realest friend i have.

او واقعی‌ترین دوستی است که دارم.

his advice was the realest i've ever received.

مشاوره‌اش واقعی‌ترین مشورتی بود که تا به حال دریافت کرده‌ام.

in this movie, the realest moments are often the simplest.

در این فیلم، واقعی‌ترین لحظات اغلب ساده‌ترین هستند.

she always speaks the realest truths.

او همیشه حقیقت‌های واقعی را بیان می‌کند.

he has the realest perspective on life.

او دیدگاه واقعی نسبت به زندگی دارد.

their relationship is one of the realest i've seen.

رابطه آنها یکی از واقعی‌ترین‌هایی است که دیده‌ام.

the realest experiences often come from travel.

واقعی‌ترین تجربه‌ها اغلب از سفر حاصل می‌شوند.

she writes the realest stories about everyday life.

او داستان‌های واقعی در مورد زندگی روزمره می‌نویسد.

his emotions in the song are the realest i've felt.

احساسات او در آهنگ واقعی‌ترین احساساتی هستند که تا به حال داشته‌ام.

finding the realest version of yourself is important.

پیدا کردن واقعی‌ترین نسخه خودتان مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید