reallocates resources
تخصیص مجدد منابع
reallocates funds
تخصیص مجدد بودجه
reallocates budget
تخصیص مجدد بودجه
reallocates time
تخصیص مجدد زمان
reallocates assets
تخصیص مجدد داراییها
reallocates tasks
تخصیص مجدد وظایف
reallocates capital
تخصیص مجدد سرمایه
reallocates personnel
تخصیص مجدد پرسنل
reallocates investments
تخصیص مجدد سرمایهگذاریها
reallocates support
تخصیص مجدد پشتیبانی
the company reallocates its resources to improve efficiency.
شرکت منابع خود را مجدداً تخصیص میدهد تا کارایی را بهبود بخشد.
the government reallocates funds for education every year.
دولت هر سال بودجه را برای آموزش مجدداً تخصیص میدهد.
during the project, the team reallocates tasks based on skills.
در طول پروژه، تیم وظایف را بر اساس مهارتها مجدداً تخصیص میدهد.
he reallocates his time to focus on important projects.
او زمان خود را برای تمرکز بر پروژههای مهم مجدداً تخصیص میدهد.
the manager reallocates budget to cover unexpected expenses.
مدیر بودجه را برای پوشش هزینههای پیشبینی نشده مجدداً تخصیص میدهد.
she reallocates her investments to minimize risk.
او سرمایهگذاریهای خود را برای به حداقل رساندن ریسک مجدداً تخصیص میدهد.
the organization reallocates volunteers to different events.
سازمان داوطلبان را به رویدادهای مختلف مجدداً تخصیص میدهد.
he reallocates his priorities after the feedback.
او اولویتهای خود را پس از بازخورد مجدداً تخصیص میدهد.
the school reallocates classrooms to accommodate more students.
مدرسه کلاسهای درس را برای پذیرش دانشآموزان بیشتر مجدداً تخصیص میدهد.
they reallocates their marketing strategy to reach a wider audience.
آنها استراتژی بازاریابی خود را برای رسیدن به مخاطبان گستردهتر مجدداً تخصیص میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید