recalculated values
مقادیر بازمحاسبه شده
recalculated results
نتایج بازمحاسبه شده
recalculated rates
نرخهای بازمحاسبه شده
recalculated figures
اعداد بازمحاسبه شده
recalculated data
دادههای بازمحاسبه شده
recalculated costs
هزینههای بازمحاسبه شده
recalculated estimates
تخمینهای بازمحاسبه شده
recalculated totals
مجموعهای بازمحاسبه شده
recalculated amounts
مبالغ بازمحاسبه شده
recalculated scores
نمرات بازمحاسبه شده
the budget was recalculated to account for unexpected expenses.
بودجه بهمنظور در نظر گرفتن هزینههای پیشبینینشده دوباره محاسبه شد.
after the error was found, the total was recalculated.
پس از یافتن خطا، مبلغ کل دوباره محاسبه شد.
we recalculated the data to ensure accuracy.
ما دادهها را برای اطمینان از صحت دوباره محاسبه کردیم.
sales figures were recalculated for the last quarter.
آمار فروش برای سهماهه گذشته دوباره محاسبه شد.
the interest rates were recalculated based on new information.
نرخ بهره بر اساس اطلاعات جدید دوباره محاسبه شد.
he recalculated the distance after checking the map.
او بعد از بررسی نقشه مسافت را دوباره محاسبه کرد.
the team recalculated the project timeline to meet the deadline.
تیم جدول زمانی پروژه را برای رسیدن به مهلت مقرر دوباره محاسبه کرد.
after reviewing the results, they recalculated the statistics.
پس از بررسی نتایج، آنها آمار را دوباره محاسبه کردند.
the score was recalculated to include the latest performance.
امتیاز برای شامل کردن آخرین عملکرد دوباره محاسبه شد.
we need to have the taxes recalculated for this year.
ما باید مالیات را برای این سال دوباره محاسبه کنیم.
recalculated values
مقادیر بازمحاسبه شده
recalculated results
نتایج بازمحاسبه شده
recalculated rates
نرخهای بازمحاسبه شده
recalculated figures
اعداد بازمحاسبه شده
recalculated data
دادههای بازمحاسبه شده
recalculated costs
هزینههای بازمحاسبه شده
recalculated estimates
تخمینهای بازمحاسبه شده
recalculated totals
مجموعهای بازمحاسبه شده
recalculated amounts
مبالغ بازمحاسبه شده
recalculated scores
نمرات بازمحاسبه شده
the budget was recalculated to account for unexpected expenses.
بودجه بهمنظور در نظر گرفتن هزینههای پیشبینینشده دوباره محاسبه شد.
after the error was found, the total was recalculated.
پس از یافتن خطا، مبلغ کل دوباره محاسبه شد.
we recalculated the data to ensure accuracy.
ما دادهها را برای اطمینان از صحت دوباره محاسبه کردیم.
sales figures were recalculated for the last quarter.
آمار فروش برای سهماهه گذشته دوباره محاسبه شد.
the interest rates were recalculated based on new information.
نرخ بهره بر اساس اطلاعات جدید دوباره محاسبه شد.
he recalculated the distance after checking the map.
او بعد از بررسی نقشه مسافت را دوباره محاسبه کرد.
the team recalculated the project timeline to meet the deadline.
تیم جدول زمانی پروژه را برای رسیدن به مهلت مقرر دوباره محاسبه کرد.
after reviewing the results, they recalculated the statistics.
پس از بررسی نتایج، آنها آمار را دوباره محاسبه کردند.
the score was recalculated to include the latest performance.
امتیاز برای شامل کردن آخرین عملکرد دوباره محاسبه شد.
we need to have the taxes recalculated for this year.
ما باید مالیات را برای این سال دوباره محاسبه کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید