recalculated

[ایالات متحده]/ˌriːˈkæl.kjʊ.leɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˌriːˈkæl.kjə.leɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره محاسبه کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

recalculated values

مقادیر بازمحاسبه شده

recalculated results

نتایج بازمحاسبه شده

recalculated rates

نرخ‌های بازمحاسبه شده

recalculated figures

اعداد بازمحاسبه شده

recalculated data

داده‌های بازمحاسبه شده

recalculated costs

هزینه‌های بازمحاسبه شده

recalculated estimates

تخمین‌های بازمحاسبه شده

recalculated totals

مجموع‌های بازمحاسبه شده

recalculated amounts

مبالغ بازمحاسبه شده

recalculated scores

نمرات بازمحاسبه شده

جملات نمونه

the budget was recalculated to account for unexpected expenses.

بودجه به‌منظور در نظر گرفتن هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده دوباره محاسبه شد.

after the error was found, the total was recalculated.

پس از یافتن خطا، مبلغ کل دوباره محاسبه شد.

we recalculated the data to ensure accuracy.

ما داده‌ها را برای اطمینان از صحت دوباره محاسبه کردیم.

sales figures were recalculated for the last quarter.

آمار فروش برای سه‌ماهه گذشته دوباره محاسبه شد.

the interest rates were recalculated based on new information.

نرخ بهره بر اساس اطلاعات جدید دوباره محاسبه شد.

he recalculated the distance after checking the map.

او بعد از بررسی نقشه مسافت را دوباره محاسبه کرد.

the team recalculated the project timeline to meet the deadline.

تیم جدول زمانی پروژه را برای رسیدن به مهلت مقرر دوباره محاسبه کرد.

after reviewing the results, they recalculated the statistics.

پس از بررسی نتایج، آن‌ها آمار را دوباره محاسبه کردند.

the score was recalculated to include the latest performance.

امتیاز برای شامل کردن آخرین عملکرد دوباره محاسبه شد.

we need to have the taxes recalculated for this year.

ما باید مالیات را برای این سال دوباره محاسبه کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید