| جمع | rechallenges |
rechallenge yourself
چالش خود را دوباره امتحان کنید
rechallenge the team
تیم را دوباره به چالش بکشید
rechallenge the goal
هدف را دوباره به چالش بکشید
rechallenge your limits
محدودیتهای خود را دوباره به چالش بکشید
rechallenge the process
فرآیند را دوباره به چالش بکشید
rechallenge the status
وضعیت را دوباره به چالش بکشید
rechallenge the norms
هنجارها را دوباره به چالش بکشید
rechallenge expectations
انتظارات را دوباره به چالش بکشید
rechallenge assumptions
فرضیات را دوباره به چالش بکشید
rechallenge the mindset
نگرش را دوباره به چالش بکشید
after failing the exam, i decided to rechallenge myself.
بعد از شکست در امتحان، تصمیم گرفتم دوباره خودم را به چالش بکشم.
she wanted to rechallenge her previous results in the competition.
او میخواست نتایج قبلی خود را در مسابقه دوباره به چالش بکشد.
he felt ready to rechallenge the difficult task he had avoided.
او احساس کرد آماده است تا دوباره وظیفه دشواری که از آن اجتناب کرده بود را به چالش بکشد.
the company plans to rechallenge the market with a new product.
شرکت قصد دارد با یک محصول جدید بازار را دوباره به چالش بکشد.
after a year of training, she was eager to rechallenge her limits.
بعد از یک سال آموزش، او مشتاق بود تا دوباره محدودیتهای خود را به چالش بکشد.
he decided to rechallenge his fears by trying skydiving.
او تصمیم گرفت با امتحان کردن پاراشوت، ترسهای خود را دوباره به چالش بکشد.
the team will rechallenge their strategy for better results.
تیم استراتژی خود را برای دستیابی به نتایج بهتر دوباره به چالش خواهد کشید.
she was determined to rechallenge the record she set last year.
او مصمم بود که رکورد سال گذشته خود را دوباره به چالش بکشد.
to grow, we must often rechallenge our own beliefs.
برای رشد، ما اغلب باید باورهای خود را دوباره به چالش بکشیم.
the athlete plans to rechallenge his personal best next season.
ورزشکار قصد دارد در فصل آینده بهترین رکورد شخصی خود را دوباره به چالش بکشد.
rechallenge yourself
چالش خود را دوباره امتحان کنید
rechallenge the team
تیم را دوباره به چالش بکشید
rechallenge the goal
هدف را دوباره به چالش بکشید
rechallenge your limits
محدودیتهای خود را دوباره به چالش بکشید
rechallenge the process
فرآیند را دوباره به چالش بکشید
rechallenge the status
وضعیت را دوباره به چالش بکشید
rechallenge the norms
هنجارها را دوباره به چالش بکشید
rechallenge expectations
انتظارات را دوباره به چالش بکشید
rechallenge assumptions
فرضیات را دوباره به چالش بکشید
rechallenge the mindset
نگرش را دوباره به چالش بکشید
after failing the exam, i decided to rechallenge myself.
بعد از شکست در امتحان، تصمیم گرفتم دوباره خودم را به چالش بکشم.
she wanted to rechallenge her previous results in the competition.
او میخواست نتایج قبلی خود را در مسابقه دوباره به چالش بکشد.
he felt ready to rechallenge the difficult task he had avoided.
او احساس کرد آماده است تا دوباره وظیفه دشواری که از آن اجتناب کرده بود را به چالش بکشد.
the company plans to rechallenge the market with a new product.
شرکت قصد دارد با یک محصول جدید بازار را دوباره به چالش بکشد.
after a year of training, she was eager to rechallenge her limits.
بعد از یک سال آموزش، او مشتاق بود تا دوباره محدودیتهای خود را به چالش بکشد.
he decided to rechallenge his fears by trying skydiving.
او تصمیم گرفت با امتحان کردن پاراشوت، ترسهای خود را دوباره به چالش بکشد.
the team will rechallenge their strategy for better results.
تیم استراتژی خود را برای دستیابی به نتایج بهتر دوباره به چالش خواهد کشید.
she was determined to rechallenge the record she set last year.
او مصمم بود که رکورد سال گذشته خود را دوباره به چالش بکشد.
to grow, we must often rechallenge our own beliefs.
برای رشد، ما اغلب باید باورهای خود را دوباره به چالش بکشیم.
the athlete plans to rechallenge his personal best next season.
ورزشکار قصد دارد در فصل آینده بهترین رکورد شخصی خود را دوباره به چالش بکشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید