| جمع | recits |
recit practice
تمرین رِسی
recit performance
اجرای رِسی
recit analysis
تجزیه و تحلیل رِسی
recit technique
تکنیک رِسی
recit session
جلسه رِسی
recit feedback
بازخورد رِسی
recit group
گروه رِسی
recit workshop
کارگاه رِسی
recit skills
مهارتهای رِسی
recit coach
مربی رِسی
she decided to recit the poem for the class.
او تصمیم گرفت شعر را برای کلاس اجرا کند.
the teacher asked the students to recit their favorite lines.
معلم از دانش آموزان خواست خطوط مورد علاقه خود را اجرا کنند.
he loves to recit shakespeare's sonnets.
او عاشق اجرا کردن سوناتهای شکسپیر است.
during the competition, participants must recit a piece of literature.
در طول مسابقه، شرکت کنندگان باید یک قطعه ادبی را اجرا کنند.
she practiced daily to recit the speech perfectly.
او روزانه تمرین کرد تا سخنرانی را به طور کامل اجرا کند.
he was nervous to recit in front of the audience.
او برای اجرا در مقابل مخاطب عصبی بود.
they arranged a time to recit their lines together.
آنها زمانی را برای اجرا با هم هماهنگ کردند.
to improve her skills, she joined a group that loves to recit.
برای بهبود مهارت های خود، او به گروهی که عاشق اجرا است پیوست.
he used gestures while he recit to make it more engaging.
او در حالی که اجرا می کرد از حرکات دست استفاده کرد تا آن را جذاب تر کند.
at the festival, many artists will recit their original works.
در جشنواره، بسیاری از هنرمندان آثار اصلی خود را اجرا خواهند کرد.
recit practice
تمرین رِسی
recit performance
اجرای رِسی
recit analysis
تجزیه و تحلیل رِسی
recit technique
تکنیک رِسی
recit session
جلسه رِسی
recit feedback
بازخورد رِسی
recit group
گروه رِسی
recit workshop
کارگاه رِسی
recit skills
مهارتهای رِسی
recit coach
مربی رِسی
she decided to recit the poem for the class.
او تصمیم گرفت شعر را برای کلاس اجرا کند.
the teacher asked the students to recit their favorite lines.
معلم از دانش آموزان خواست خطوط مورد علاقه خود را اجرا کنند.
he loves to recit shakespeare's sonnets.
او عاشق اجرا کردن سوناتهای شکسپیر است.
during the competition, participants must recit a piece of literature.
در طول مسابقه، شرکت کنندگان باید یک قطعه ادبی را اجرا کنند.
she practiced daily to recit the speech perfectly.
او روزانه تمرین کرد تا سخنرانی را به طور کامل اجرا کند.
he was nervous to recit in front of the audience.
او برای اجرا در مقابل مخاطب عصبی بود.
they arranged a time to recit their lines together.
آنها زمانی را برای اجرا با هم هماهنگ کردند.
to improve her skills, she joined a group that loves to recit.
برای بهبود مهارت های خود، او به گروهی که عاشق اجرا است پیوست.
he used gestures while he recit to make it more engaging.
او در حالی که اجرا می کرد از حرکات دست استفاده کرد تا آن را جذاب تر کند.
at the festival, many artists will recit their original works.
در جشنواره، بسیاری از هنرمندان آثار اصلی خود را اجرا خواهند کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید