recommenced

[ایالات متحده]/ˌrekəˈmɛnst/
[بریتانیا]/ˌrekəˈmɛnst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (به) دوباره شروع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

recommenced work

از سرگیری کار

recommenced project

از سرگیری پروژه

recommenced operations

از سرگیری فعالیت‌ها

recommenced service

از سرگیری خدمات

recommenced training

از سرگیری آموزش

recommenced negotiations

از سرگیری مذاکرات

recommenced classes

از سرگیری کلاس‌ها

recommenced discussions

از سرگیری بحث‌ها

recommenced activities

از سرگیری فعالیت‌ها

recommenced sessions

از سرگیری جلسات

جملات نمونه

the project recommenced after a brief pause.

پروژه پس از وقفه ای کوتاه از سر گرفته شد.

after the storm, the construction work recommenced.

پس از طوفان، کار ساخت و ساز از سر گرفته شد.

the meeting recommenced once all members arrived.

جلسه پس از حضور همه اعضا از سر گرفته شد.

classes recommenced in early september.

کلاس ها در اوایل سپتامبر از سر گرفته شدند.

after the break, the performance recommenced with great energy.

پس از وقفه، اجرا با انرژی فراوان از سر گرفته شد.

the negotiations recommenced after a cooling-off period.

مذاکرات پس از یک دوره خنک‌سازی از سر گرفته شدند.

work on the new software recommenced last week.

کار روی نرم افزار جدید هفته گذشته از سر گرفته شد.

the investigation recommenced with new evidence.

تحقیقات با مدارک جدیدی از سر گرفته شد.

they recommenced the discussion on policy changes.

آنها بحث در مورد تغییرات سیاست را از سر گرفتند.

the team recommenced training after a short holiday.

تیم پس از یک تعطیلات کوتاه تمرینات را از سر گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید