reconverting data
تبدیل مجدد داده ها
reconverting files
تبدیل مجدد فایل ها
reconverting formats
تبدیل مجدد فرمت ها
reconverting systems
تبدیل مجدد سیستم ها
reconverting models
تبدیل مجدد مدل ها
reconverting images
تبدیل مجدد تصاویر
reconverting software
تبدیل مجدد نرم افزار
reconverting processes
تبدیل مجدد فرآیندها
reconverting resources
تبدیل مجدد منابع
reconverting applications
تبدیل مجدد برنامه ها
we are reconverting the old factory into a community center.
ما در حال بازسازی مجدد کارخانه قدیمی به یک مرکز جامعه هستیم.
the team is reconverting the software to improve its functionality.
تیم در حال بازسازی مجدد نرم افزار برای بهبود عملکرد آن است.
they are reconverting the data for better analysis.
آنها در حال بازسازی مجدد داده ها برای تجزیه و تحلیل بهتر هستند.
after reconverting the files, we noticed a significant improvement.
پس از بازسازی مجدد فایل ها، متوجه بهبود قابل توجهی شدیم.
reconverting the video format allowed us to save space.
بازسازی مجدد فرمت ویدیو به ما این امکان را داد که فضا را ذخیره کنیم.
the company is reconverting its marketing strategy for better outreach.
شرکت در حال بازسازی مجدد استراتژی بازاریابی خود برای دسترسی بهتر است.
he is reconverting his old car to run on electricity.
او در حال بازسازی مجدد ماشین قدیمی خود برای کارکرد با برق است.
we plan on reconverting the library into a digital resource center.
ما قصد داریم کتابخانه را به یک مرکز منابع دیجیتال بازسازی کنیم.
reconverting the space will take time and effort.
بازسازی مجدد فضا زمان و تلاش خواهد برد.
they are reconverting the old website to enhance user experience.
آنها در حال بازسازی مجدد وب سایت قدیمی برای بهبود تجربه کاربر هستند.
reconverting data
تبدیل مجدد داده ها
reconverting files
تبدیل مجدد فایل ها
reconverting formats
تبدیل مجدد فرمت ها
reconverting systems
تبدیل مجدد سیستم ها
reconverting models
تبدیل مجدد مدل ها
reconverting images
تبدیل مجدد تصاویر
reconverting software
تبدیل مجدد نرم افزار
reconverting processes
تبدیل مجدد فرآیندها
reconverting resources
تبدیل مجدد منابع
reconverting applications
تبدیل مجدد برنامه ها
we are reconverting the old factory into a community center.
ما در حال بازسازی مجدد کارخانه قدیمی به یک مرکز جامعه هستیم.
the team is reconverting the software to improve its functionality.
تیم در حال بازسازی مجدد نرم افزار برای بهبود عملکرد آن است.
they are reconverting the data for better analysis.
آنها در حال بازسازی مجدد داده ها برای تجزیه و تحلیل بهتر هستند.
after reconverting the files, we noticed a significant improvement.
پس از بازسازی مجدد فایل ها، متوجه بهبود قابل توجهی شدیم.
reconverting the video format allowed us to save space.
بازسازی مجدد فرمت ویدیو به ما این امکان را داد که فضا را ذخیره کنیم.
the company is reconverting its marketing strategy for better outreach.
شرکت در حال بازسازی مجدد استراتژی بازاریابی خود برای دسترسی بهتر است.
he is reconverting his old car to run on electricity.
او در حال بازسازی مجدد ماشین قدیمی خود برای کارکرد با برق است.
we plan on reconverting the library into a digital resource center.
ما قصد داریم کتابخانه را به یک مرکز منابع دیجیتال بازسازی کنیم.
reconverting the space will take time and effort.
بازسازی مجدد فضا زمان و تلاش خواهد برد.
they are reconverting the old website to enhance user experience.
آنها در حال بازسازی مجدد وب سایت قدیمی برای بهبود تجربه کاربر هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید