recouped costs
هزینههای بازیافتشده
recouped losses
خسارات بازیافتشده
recouped investment
سرمایهگذاری بازیافتشده
recouped funds
بودجههای بازیافتشده
recouped expenses
هزینههای بازیافتشده
recouped revenue
درآمد بازیافتشده
recouped amount
مبلغ بازیافتشده
recouped value
ارزش بازیافتشده
recouped time
زمان بازیافتشده
recouped profits
سودهای بازیافتشده
the company recouped its losses within a year.
شرکت تلفات خود را در عرض یک سال جبران کرد.
investors hope to recoup their investment soon.
سرمایه گذاران امیدوارند به زودی سرمایه گذاری خود را جبران کنند.
she recouped her expenses after the successful project.
او هزینه های خود را پس از پروژه موفقیت آمیز جبران کرد.
they managed to recoup the money lost in the scam.
آنها موفق شدند پولی که در کلاهبرداری از دست داده بودند را جبران کنند.
he worked overtime to recoup his lost wages.
او برای جبران دستمزدهای از دست رفته اش اضافه کار کرد.
the team recouped their energy during the break.
تیم در زمان استراحت انرژی خود را بازیابی کرد.
after the setback, she quickly recouped her confidence.
پس از پسرفت، او به سرعت اعتماد به نفس خود را بازیابی کرد.
they are trying to recoup their market share.
آنها در تلاشند تا سهم بازار خود را بازیابی کنند.
it took a while, but he finally recouped his health.
مدتی طول کشید، اما او بالاخره سلامتی خود را بازیابی کرد.
the organization recouped donations through fundraising events.
سازمان از طریق رویدادهای جمع آوری کمک های مالی، کمک های مالی را بازیابی کرد.
recouped costs
هزینههای بازیافتشده
recouped losses
خسارات بازیافتشده
recouped investment
سرمایهگذاری بازیافتشده
recouped funds
بودجههای بازیافتشده
recouped expenses
هزینههای بازیافتشده
recouped revenue
درآمد بازیافتشده
recouped amount
مبلغ بازیافتشده
recouped value
ارزش بازیافتشده
recouped time
زمان بازیافتشده
recouped profits
سودهای بازیافتشده
the company recouped its losses within a year.
شرکت تلفات خود را در عرض یک سال جبران کرد.
investors hope to recoup their investment soon.
سرمایه گذاران امیدوارند به زودی سرمایه گذاری خود را جبران کنند.
she recouped her expenses after the successful project.
او هزینه های خود را پس از پروژه موفقیت آمیز جبران کرد.
they managed to recoup the money lost in the scam.
آنها موفق شدند پولی که در کلاهبرداری از دست داده بودند را جبران کنند.
he worked overtime to recoup his lost wages.
او برای جبران دستمزدهای از دست رفته اش اضافه کار کرد.
the team recouped their energy during the break.
تیم در زمان استراحت انرژی خود را بازیابی کرد.
after the setback, she quickly recouped her confidence.
پس از پسرفت، او به سرعت اعتماد به نفس خود را بازیابی کرد.
they are trying to recoup their market share.
آنها در تلاشند تا سهم بازار خود را بازیابی کنند.
it took a while, but he finally recouped his health.
مدتی طول کشید، اما او بالاخره سلامتی خود را بازیابی کرد.
the organization recouped donations through fundraising events.
سازمان از طریق رویدادهای جمع آوری کمک های مالی، کمک های مالی را بازیابی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید