recouped

[ایالات متحده]/rɪˈkuːpt/
[بریتانیا]/rɪˈkupt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به دست آوردن چیزی که گم شده است؛ جبران کردن یا بازپرداخت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

recouped costs

هزینه‌های بازیافت‌شده

recouped losses

خسارات بازیافت‌شده

recouped investment

سرمایه‌گذاری بازیافت‌شده

recouped funds

بودجه‌های بازیافت‌شده

recouped expenses

هزینه‌های بازیافت‌شده

recouped revenue

درآمد بازیافت‌شده

recouped amount

مبلغ بازیافت‌شده

recouped value

ارزش بازیافت‌شده

recouped time

زمان بازیافت‌شده

recouped profits

سودهای بازیافت‌شده

جملات نمونه

the company recouped its losses within a year.

شرکت تلفات خود را در عرض یک سال جبران کرد.

investors hope to recoup their investment soon.

سرمایه گذاران امیدوارند به زودی سرمایه گذاری خود را جبران کنند.

she recouped her expenses after the successful project.

او هزینه های خود را پس از پروژه موفقیت آمیز جبران کرد.

they managed to recoup the money lost in the scam.

آنها موفق شدند پولی که در کلاهبرداری از دست داده بودند را جبران کنند.

he worked overtime to recoup his lost wages.

او برای جبران دستمزدهای از دست رفته اش اضافه کار کرد.

the team recouped their energy during the break.

تیم در زمان استراحت انرژی خود را بازیابی کرد.

after the setback, she quickly recouped her confidence.

پس از پسرفت، او به سرعت اعتماد به نفس خود را بازیابی کرد.

they are trying to recoup their market share.

آنها در تلاشند تا سهم بازار خود را بازیابی کنند.

it took a while, but he finally recouped his health.

مدتی طول کشید، اما او بالاخره سلامتی خود را بازیابی کرد.

the organization recouped donations through fundraising events.

سازمان از طریق رویدادهای جمع آوری کمک های مالی، کمک های مالی را بازیابی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید