restituted

[ایالات متحده]/ˈrɛstɪtjuːtɪd/
[بریتانیا]/ˈrɛstɪˌtjud/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به حالت قبلی بازگردانده شده؛ به مالک واقعی خود برگردانده شده

عبارات و ترکیب‌ها

restituted funds

صندوق‌های بازگردانده‌شده

restituted property

اموال بازگردانده‌شده

restituted rights

حقوق بازگردانده‌شده

restituted assets

دارایی‌های بازگردانده‌شده

restituted items

موارد بازگردانده‌شده

restituted benefits

مزایای بازگردانده‌شده

restituted claims

ادعاهای بازگردانده‌شده

restituted privileges

مزایای ویژه بازگردانده‌شده

restituted rewards

جوایز بازگردانده‌شده

restituted shares

سهام بازگردانده‌شده

جملات نمونه

the stolen artwork was finally restituted to its rightful owner.

آثار هنری به سرقت رفته سرانجام به صاحب اصلی آن بازگردانده شد.

after a long legal battle, the funds were restituted to the victims.

پس از یک مبارزه حقوقی طولانی، وجوه به قربانیان بازگردانده شد.

the government promised to have the land restituted to the indigenous people.

دولت قول داد زمین را به مردم بومی بازگرداند.

she was relieved to see her lost possessions were restituted.

او از اینکه متوجه شد دارایی‌های از دست رفته‌اش بازگردانده شده‌اند، احساس راحتی کرد.

the museum worked hard to get the artifacts restituted.

موزه برای بازگرداندن آثار باستانی سخت تلاش کرد.

restituted properties are often a topic of heated debate.

اموال بازگردانده شده اغلب موضوع بحث‌های داغ هستند.

the court ordered that the money be restituted to the charity.

دادگاه دستور داد که پول به خیریه بازگردانده شود.

he felt justice was served when the heirloom was restituted.

او احساس کرد عدالت اجرا شد وقتی ارث خانوادگی بازگردانده شد.

they are working on a plan to have the land restituted.

آنها در حال کار بر روی طرحی برای بازگرداندن زمین هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید