rectifiably

[ایالات متحده]/[ˈrek.tɪ.fə.bə.li]/
[بریتانیا]/[ˈrek.tɪ.fə.bə.li]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که قابل اصلاح باشد؛ قابل تصحیح؛ به روشی که به آسانی یا به راحتی قابل اصلاح باشد.

عبارات و ترکیب‌ها

rectifiably addressed

به طور درست رسیدگی شد

rectifiably improving

به طور درست در حال بهبود

rectifiably stated

به طور درست بیان شد

rectifiably corrected

به طور درست تصحیح شد

rectifiably handled

به طور درست مدیریت شد

rectifiably resolved

به طور درست حل شد

rectifiably managed

به طور درست مدیریت شد

rectifiably implemented

به طور درست اجرا شد

rectifiably acknowledged

به طور درست تایید شد

rectifiably validated

به طور درست تایید شد

جملات نمونه

the company's policies can be rectifiably adjusted to better reflect employee needs.

می‌توان سیاست‌های شرکت را به گونه‌ای اصلاح کرد که بهتر نیازهای کارکنان را منعکس کند.

the historical record can be rectifiably amended to include previously omitted perspectives.

می‌توان سابقه تاریخی را به گونه‌ای اصلاح کرد که دیدگاه‌های پیشین که حذف شده بودند را شامل شود.

the flawed system was rectifiably overhauled to prevent future errors.

سیستم معیوب به طور اساسی اصلاح شد تا از بروز خطاهای آینده جلوگیری شود.

the budget was rectifiably reallocated to prioritize essential services.

بودجه به گونه‌ای مجدداً تخصیص داده شد تا خدمات ضروری در اولویت قرار گیرند.

the legal proceedings were rectifiably delayed due to unforeseen circumstances.

به دلیل شرایط پیش‌بینی نشده، روند قانونی به طور موقت به تعویق افتاد.

the project timeline was rectifiably extended to accommodate unexpected challenges.

مهلت زمانی پروژه به گونه‌ای تمدید شد تا چالش‌های غیرمنتظره را در نظر گرفت.

the inaccurate data was rectifiably corrected before the report was finalized.

قبل از نهایی شدن گزارش، داده‌های نادرست به درستی تصحیح شد.

the unfair assessment was rectifiably challenged by the affected employees.

ارزیابی ناعادلانه توسط کارکنان آسیب‌دیده به درستی مورد اعتراض قرار گرفت.

the outdated software was rectifiably upgraded to improve performance.

نرم‌افزار قدیمی به درستی ارتقا یافت تا عملکرد بهبود یابد.

the misleading information was rectifiably clarified to avoid confusion.

اطلاعات گمراه‌کننده به درستی روشن شد تا از سردرگمی جلوگیری شود.

the biased algorithm was rectifiably modified to ensure fairness.

الگوریتم مغرضانه به درستی تغییر کرد تا اطمینان از انصاف حاصل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید