recto

[ایالات متحده]/ˈrɛk.təʊ/
[بریتانیا]/ˈrɛk.toʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صفحه راست کتاب یا سمت جلوی یک ورق کاغذ؛ صفحه راست در یک کتاب

عبارات و ترکیب‌ها

recto verso

recto verso

recto page

صفحه رو

recto sheet

برگ رو

recto side

طرف رو

recto format

قالب رو

recto copy

نسخه رو

recto layout

چیدمان رو

recto print

چاپ رو

recto design

طراحی رو

recto image

تصویر رو

جملات نمونه

he wrote his notes on the recto side of the page.

او یادداشت‌های خود را در سمت راست صفحه نوشت.

the recto of the document contains important information.

سمت راست سند حاوی اطلاعات مهم است.

make sure to print on the recto side only.

مطمئن شوید که فقط در سمت راست چاپ کنید.

the recto page was beautifully illustrated.

صفحه سمت راست به زیبایی تزئین شده بود.

he always prefers to write on the recto first.

او همیشه ترجیح می دهد که ابتدا در سمت راست بنویسد.

the recto side is often used for the main text.

سمت راست اغلب برای متن اصلی استفاده می شود.

she noted the corrections on the recto side.

او تصحیحات را در سمت راست یادداشت کرد.

the recto contains the title of the book.

سمت راست عنوان کتاب را دارد.

he folded the paper to show the recto side.

او کاغذ را تا کرد تا سمت راست را نشان دهد.

check the recto for any errors before printing.

قبل از چاپ، سمت راست را برای هرگونه خطایی بررسی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید