reddening

[ایالات متحده]/ˈrɛdənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɛdənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند قرمز شدن
v. (به) قرمز شدن؛ به دلیل شرم، خشم یا گرما قرمز شدن

عبارات و ترکیب‌ها

reddening sky

آسمان سرخ‌رنگ

reddening leaves

برگ‌های سرخ‌رنگ

reddening cheeks

گونه‌های سرخ‌شده

reddening light

نور سرخ‌رنگ

reddening sunset

غروب سرخ

reddening fruit

میوه‌های سرخ‌شده

reddening skin

پوست سرخ‌شده

reddening horizon

افق سرخ‌شده

reddening blush

قرمزی گونه

reddening flowers

گل‌های سرخ‌شده

جملات نمونه

the sunset was reddening the sky beautifully.

غروب خورشید در حال سرخ کردن آسمان به زیبایی بود.

she felt her cheeks reddening with embarrassment.

او احساس کرد که گونه‌هایش از خجالت سرخ می‌شوند.

the leaves are reddening as autumn approaches.

با نزدیک شدن پاییز، برگ‌ها در حال سرخ شدن هستند.

his face was reddening from the heat of the sun.

چهره‌اش از گرمای خورشید سرخ می‌شد.

the artist used reddening colors in her painting.

هنرمند از رنگ‌های سرخ‌رنگ در نقاشی خود استفاده کرد.

she noticed the reddening of the fruit on the tree.

او متوجه سرخ شدن میوه روی درخت شد.

the reddening sky signaled the end of the day.

آسمان سرخ‌رنگ نشان‌دهنده پایان روز بود.

he tried to hide his reddening face during the speech.

او سعی کرد چهره سرخ شده‌اش را در طول سخنرانی پنهان کند.

the flowers were reddening in the warm spring sun.

گل‌ها در آفتاب بهاری گرم در حال سرخ شدن بودند.

the reddening cheeks of the children showed their excitement.

گونه‌های سرخ کودکان نشان‌دهنده هیجان آنها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید