redeemably

[ایالات متحده]/[rɪˈdiːm.ə.blɪ]/
[بریتانیا]/[rɪˈdiːm.ə.bli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که قابل بازپس‌دادن است؛ قابل جبران شدن. به گونه‌ای که پتانسیلی برای بازگشت یا بهبود دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

redeemably good

خوبی قابل بازپس‌گیری

redeemably flawed

خطا‌های قابل بازپس‌گیری

redeemably charming

جذابیت قابل بازپس‌گیری

redeemably hopeful

امیدواری قابل بازپس‌گیری

being redeemably

بودن قابل بازپس‌گیری

redeemably kind

لطف قابل بازپس‌گیری

redeemably unique

یکتا قابل بازپس‌گیری

redeemably bright

روشنی قابل بازپس‌گیری

redeemably patient

صبر قابل بازپس‌گیری

جملات نمونه

the company's actions were not entirely irredeemably harmful to the environment.

اقدامات شرکت به طور کامل آسیب رسان به محیط زیست نبود.

despite his flaws, he possessed qualities that were ultimately redeemably human.

با وجود نواقص او، وی خصوصیاتی داشت که در نهایت به طور قابل اصلاح انسانی بود.

the situation seemed irredeemably bleak, but hope remained.

وضعیت به نظر می‌رسید کاملاً ناامید کننده است، اما امید باقی ماند.

her reputation, though tarnished, was not irredeemably lost.

اینکه شهرت او تا حدی نابود شده بود، اما کاملاً از دست رفته نبود.

the project appeared irredeemably flawed from the start.

پروژه از ابتدا به نظر می‌رسید کاملاً معیوب است.

he tried to show how the past could be redeemably integrated into the present.

او سعی کرد نشان دهد چگونه گذشته می‌تواند به طور قابل اصلاح در حال حاضر ادغام شود.

the old building, though dilapidated, was redeemably full of history.

این ساختمان قدیمی، با وجود فرسودگی، به طور قابل اصلاح پر از تاریخ بود.

the film explored whether a life of crime could ever be redeemably justified.

فیلم بررسی کرد که آیا زندگی از جرایمی هرگز می‌تواند به طور قابل اصلاح توجیه شود.

the team’s performance, while initially poor, proved redeemably inspiring in the end.

با وجود اینکه عملکرد تیم در ابتدا ضعیف بود، در نهایت به طور قابل اصلاح الهام‌بخش ثابت شد.

the relationship, though damaged, was redeemably worth fighting for.

این رابطه، با وجود آسیب دیده بودن، به طور قابل اصلاح ارزش داشت که برای آن مبارزه کنیم.

the experience, though painful, was redeemably valuable for her growth.

این تجربه، با وجود دردناک بودن، به طور قابل اصلاح برای رشد او ارزشمند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید