redeemably good
خوبی قابل بازپسگیری
redeemably flawed
خطاهای قابل بازپسگیری
redeemably charming
جذابیت قابل بازپسگیری
redeemably hopeful
امیدواری قابل بازپسگیری
being redeemably
بودن قابل بازپسگیری
redeemably kind
لطف قابل بازپسگیری
redeemably unique
یکتا قابل بازپسگیری
redeemably bright
روشنی قابل بازپسگیری
redeemably patient
صبر قابل بازپسگیری
the company's actions were not entirely irredeemably harmful to the environment.
اقدامات شرکت به طور کامل آسیب رسان به محیط زیست نبود.
despite his flaws, he possessed qualities that were ultimately redeemably human.
با وجود نواقص او، وی خصوصیاتی داشت که در نهایت به طور قابل اصلاح انسانی بود.
the situation seemed irredeemably bleak, but hope remained.
وضعیت به نظر میرسید کاملاً ناامید کننده است، اما امید باقی ماند.
her reputation, though tarnished, was not irredeemably lost.
اینکه شهرت او تا حدی نابود شده بود، اما کاملاً از دست رفته نبود.
the project appeared irredeemably flawed from the start.
پروژه از ابتدا به نظر میرسید کاملاً معیوب است.
he tried to show how the past could be redeemably integrated into the present.
او سعی کرد نشان دهد چگونه گذشته میتواند به طور قابل اصلاح در حال حاضر ادغام شود.
the old building, though dilapidated, was redeemably full of history.
این ساختمان قدیمی، با وجود فرسودگی، به طور قابل اصلاح پر از تاریخ بود.
the film explored whether a life of crime could ever be redeemably justified.
فیلم بررسی کرد که آیا زندگی از جرایمی هرگز میتواند به طور قابل اصلاح توجیه شود.
the team’s performance, while initially poor, proved redeemably inspiring in the end.
با وجود اینکه عملکرد تیم در ابتدا ضعیف بود، در نهایت به طور قابل اصلاح الهامبخش ثابت شد.
the relationship, though damaged, was redeemably worth fighting for.
این رابطه، با وجود آسیب دیده بودن، به طور قابل اصلاح ارزش داشت که برای آن مبارزه کنیم.
the experience, though painful, was redeemably valuable for her growth.
این تجربه، با وجود دردناک بودن، به طور قابل اصلاح برای رشد او ارزشمند بود.
redeemably good
خوبی قابل بازپسگیری
redeemably flawed
خطاهای قابل بازپسگیری
redeemably charming
جذابیت قابل بازپسگیری
redeemably hopeful
امیدواری قابل بازپسگیری
being redeemably
بودن قابل بازپسگیری
redeemably kind
لطف قابل بازپسگیری
redeemably unique
یکتا قابل بازپسگیری
redeemably bright
روشنی قابل بازپسگیری
redeemably patient
صبر قابل بازپسگیری
the company's actions were not entirely irredeemably harmful to the environment.
اقدامات شرکت به طور کامل آسیب رسان به محیط زیست نبود.
despite his flaws, he possessed qualities that were ultimately redeemably human.
با وجود نواقص او، وی خصوصیاتی داشت که در نهایت به طور قابل اصلاح انسانی بود.
the situation seemed irredeemably bleak, but hope remained.
وضعیت به نظر میرسید کاملاً ناامید کننده است، اما امید باقی ماند.
her reputation, though tarnished, was not irredeemably lost.
اینکه شهرت او تا حدی نابود شده بود، اما کاملاً از دست رفته نبود.
the project appeared irredeemably flawed from the start.
پروژه از ابتدا به نظر میرسید کاملاً معیوب است.
he tried to show how the past could be redeemably integrated into the present.
او سعی کرد نشان دهد چگونه گذشته میتواند به طور قابل اصلاح در حال حاضر ادغام شود.
the old building, though dilapidated, was redeemably full of history.
این ساختمان قدیمی، با وجود فرسودگی، به طور قابل اصلاح پر از تاریخ بود.
the film explored whether a life of crime could ever be redeemably justified.
فیلم بررسی کرد که آیا زندگی از جرایمی هرگز میتواند به طور قابل اصلاح توجیه شود.
the team’s performance, while initially poor, proved redeemably inspiring in the end.
با وجود اینکه عملکرد تیم در ابتدا ضعیف بود، در نهایت به طور قابل اصلاح الهامبخش ثابت شد.
the relationship, though damaged, was redeemably worth fighting for.
این رابطه، با وجود آسیب دیده بودن، به طور قابل اصلاح ارزش داشت که برای آن مبارزه کنیم.
the experience, though painful, was redeemably valuable for her growth.
این تجربه، با وجود دردناک بودن، به طور قابل اصلاح برای رشد او ارزشمند بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید