redeploys

[ایالات متحده]/ˌriːdɪˈplɔɪz/
[بریتانیا]/ˌriːdɪˈplɔɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به حرکت درآوردن (نیروها یا منابع) به مکان یا موقعیت دیگری

عبارات و ترکیب‌ها

redeploys resources

استقرار مجدد منابع

redeploys personnel

استقرار مجدد پرسنل

redeploys assets

استقرار مجدد دارایی‌ها

redeploys staff

استقرار مجدد کارکنان

redeploys funding

استقرار مجدد بودجه

redeploys equipment

استقرار مجدد تجهیزات

redeploys teams

استقرار مجدد تیم‌ها

redeploys strategies

استقرار مجدد استراتژی‌ها

redeploys technology

استقرار مجدد فناوری

redeploys services

استقرار مجدد خدمات

جملات نمونه

the company redeploys its resources to improve efficiency.

شرکت مجدداً منابع خود را برای بهبود کارایی مستقر می‌کند.

after the merger, the team redeploys to new projects.

پس از ادغام، تیم به پروژه‌های جدید مستقر می‌شود.

the government redeploys funds for disaster relief.

دولت بودجه را برای امداد رسانان فاجعه مجدداً مستقر می‌کند.

she redeploys her skills in a different department.

او مهارت‌های خود را در یک بخش متفاوت مجدداً مستقر می‌کند.

the military redeploys troops to ensure security.

ارتش برای حفظ امنیت، نیروها را مجدداً مستقر می‌کند.

our organization redeploys staff based on project needs.

سازمان ما کارکنان را بر اساس نیازهای پروژه مجدداً مستقر می‌کند.

the it department redeploys servers to enhance performance.

بخش فناوری اطلاعات سرورها را برای افزایش عملکرد مجدداً مستقر می‌کند.

he redeploys his time to focus on personal development.

او زمان خود را برای تمرکز بر توسعه شخصی مجدداً مستقر می‌کند.

the business redeploys its marketing strategy for better results.

شرکت استراتژی بازاریابی خود را برای نتایج بهتر مجدداً مستقر می‌کند.

they redeploy volunteers to various community projects.

آنها داوطلبان را به پروژه‌های مختلف جامعه مجدداً مستقر می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید