rediscovered

[ایالات متحده]/ˌriːdɪsˈkʌvəd/
[بریتانیا]/ˌriːdɪsˈkʌvərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره کشف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rediscovered joy

شادمانی دوباره کشف شده

rediscovered passion

اشتیاق دوباره کشف شده

rediscovered beauty

زیبایی دوباره کشف شده

rediscovered love

عشق دوباره کشف شده

rediscovered potential

ظرفیت دوباره کشف شده

rediscovered purpose

هدف دوباره کشف شده

rediscovered talent

استعداد دوباره کشف شده

rediscovered history

تاریخ دوباره کشف شده

rediscovered culture

فرهنگ دوباره کشف شده

rediscovered friendship

دوستی دوباره کشف شده

جملات نمونه

she has rediscovered her passion for painting.

او دوباره اشتیاق خود را به نقاشی کشف کرده است.

after years, he rediscovered the joy of reading.

پس از سال‌ها، او دوباره لذت خواندن را کشف کرد.

they have rediscovered the beauty of nature.

آنها دوباره زیبایی طبیعت را کشف کرده اند.

we have rediscovered the importance of family time.

ما دوباره اهمیت وقت خانواده را کشف کرده ایم.

she rediscovered her childhood memories during the trip.

او خاطرات دوران کودکی خود را در طول سفر دوباره به یاد آورد.

he has rediscovered his love for music.

او دوباره عشق خود را به موسیقی کشف کرده است.

the community has rediscovered its cultural heritage.

جامعه دوباره میراث فرهنگی خود را کشف کرده است.

they rediscovered their friendship after many years apart.

آنها پس از سال‌ها دوری دوباره دوستی خود را کشف کردند.

she has rediscovered her enthusiasm for learning.

او دوباره اشتیاق خود را به یادگیری کشف کرده است.

he rediscovered his talent for writing.

او دوباره استعداد خود را در نویسندگی کشف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید