reducido

[ایالات متحده]//rɪˈdjuːsɪdoʊ//
[بریتانیا]//rɪˈduːsɪdoʊ//

ترجمه

adj.کاهش یافته؛ تخفیف‌دار

جملات نمونه

the reducido inventory surprised the warehouse manager.

موجودی کاهش‌یافته باعث تعجب مدیر انبار شد.

she found a reducido apartment in the city center.

او یک آپارتمان کوچک در مرکز شهر پیدا کرد.

the reducido version fits in my pocket easily.

نسخه کوچک به راحتی در جیب من جا می‌شود.

he bought the reducido model last week.

او هفته گذشته مدل کوچک را خرید.

the reduced price made it very attractive.

قیمت کاهش‌یافته آن را بسیار جذاب کرد.

we need a reducido budget for this project.

ما به یک بودجه کوچک برای این پروژه نیاز داریم.

the menu offers a reducido selection of dishes.

منو یک انتخاب کوچک از غذاها ارائه می‌دهد.

they live in a reducido neighborhood outside town.

آنها در یک محله کوچک خارج از شهر زندگی می‌کنند.

the reduzido group finished the task quickly.

گروه کوچک به سرعت این کار را انجام داد.

due to circumstances, we had reducido options.

به دلیل شرایط، ما گزینه‌های کمی داشتیم.

the reducido amount was still enough for everyone.

میزان کوچک همچنان برای همه کافی بود.

she prefers the reducido package when traveling.

او ترجیح می‌دهد هنگام سفر بسته‌ی کوچک را انتخاب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید