reedy

[ایالات متحده]/'riːdɪ/
[بریتانیا]/'ridi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از یا شبیه نی; ساخته شده از نی; شبیه نی; دارای صدایی مانند نی فلوت.

جملات نمونه

they swam in the reedy lake.

آنها در دریاچه پوشیده از علف تندک‌دار شنا کردند.

a thin, reedy little voice.

صدای کوچک و نازک و تندک‌دار.

He spoke with a reedy, quavering voice.

او با صدای خش‌دار و لرزان صحبت کرد.

The reedy sound of the wind blowing through the tall grass was soothing.

صدای تندک‌دار باد که از میان علف‌های بلند می‌گذشت آرامش‌بخش بود.

She sat by the reedy pond, listening to the frogs croaking.

او کنار برکه پوشیده از علف تندک‌دار نشست و به قورباغه‌ها گوش داد.

The reedy flute music filled the room with a sense of calm.

موسیقی فلوت تندک‌دار اتاق را با حس آرامش پر کرد.

A reedy voice called out from the other side of the marsh.

صدای تندک‌دار از طرف دیگر مرداب فریاد زد.

The reedy texture of the fabric made it perfect for summer dresses.

بافت تندک‌دار پارچه آن را برای لباس‌های تابستانی عالی می‌کرد.

The reedy plants swayed gently in the breeze.

گیاهان تندک‌دار به آرامی در نسیم تاب می‌خوردند.

The reedy shoreline provided a habitat for many water birds.

خط ساحلی تندک‌دار زیستگاه بسیاری از پرندگان آبزی را فراهم می‌کرد.

The singer's reedy voice was perfect for the folk song she was performing.

صدای تندک‌دار خواننده برای آهنگ محلی که اجرا می‌کرد عالی بود.

The reedy aroma of the herbal tea filled the room.

عطر تندک‌دار چای گیاهی اتاق را پر کرد.

The reedy growth along the riverbank provided a natural barrier.

رشد تندک‌دار در امتداد حاشیه رودخانه یک مانع طبیعی ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید