reengage

[ایالات متحده]/ˌriːɪnˈɡeɪdʒ/
[بریتانیا]/ˌriːɪnˈɡeɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره مشغول شدن

عبارات و ترکیب‌ها

reengage customers

جذب مجدد مشتریان

reengage audience

جذب مجدد مخاطبان

reengage employees

جذب مجدد کارکنان

reengage stakeholders

جذب مجدد ذینفعان

reengage users

جذب مجدد کاربران

reengage participants

جذب مجدد شرکت‌کنندگان

reengage clients

جذب مجدد مشتریان

reengage community

جذب مجدد جامعه

reengage members

جذب مجدد اعضا

جملات نمونه

we need to reengage with our audience to boost participation.

ما نیاز داریم تا دوباره با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنیم تا مشارکت را افزایش دهیم.

the company decided to reengage its former clients with a special offer.

شرکت تصمیم گرفت با یک پیشنهاد ویژه، مشتریان سابق خود را دوباره درگیر کند.

after the break, it's important to reengage the team in the project.

پس از وقفه، مهم است که تیم را دوباره در پروژه درگیر کنیم.

to improve sales, we must reengage with our target market.

برای بهبود فروش، باید دوباره با بازار هدف خود ارتباط برقرار کنیم.

the teacher used fun activities to reengage the students in learning.

معلم از فعالیت‌های سرگرم‌کننده برای دوباره درگیر کردن دانش‌آموزان در یادگیری استفاده کرد.

they plan to reengage the community through local events.

آنها قصد دارند از طریق رویدادهای محلی دوباره جامعه را درگیر کنند.

it's crucial to reengage users who have become inactive.

بسیار مهم است که کاربران غیرفعال را دوباره درگیر کنیم.

we should reengage with our partners to strengthen our collaboration.

ما باید دوباره با شرکای خود ارتباط برقرار کنیم تا همکاری خود را تقویت کنیم.

the campaign aimed to reengage the public's interest in environmental issues.

کمپین با هدف دوباره برانگیختن علاقه مردم به مسائل زیست محیطی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید