reflated

[ایالات متحده]/rɪˈfleɪtɪd/
[بریتانیا]/rɪˈfleɪtɪd/

ترجمه

v. زمان گذشته و participe گذشته reflate

عبارات و ترکیب‌ها

reflated economy

اقتصاد بازبینی‌شده

reflated balloon

بادکنک بازبینی‌شده

reflated tires

لاستیک‌های بازبینی‌شده

reflated market

بازار بازبینی‌شده

reflated prices

قیمت‌های بازبینی‌شده

reflated assets

دارایی‌های بازبینی‌شده

reflated demand

تقاضای بازبینی‌شده

reflated value

ارزش بازبینی‌شده

reflated growth

رشد بازبینی‌شده

reflated confidence

اعتماد به نفس بازبینی‌شده

جملات نمونه

the balloon was reflated after it popped.

بالون پس از ترکیدن دوباره باد شد.

after the initial deflation, the tire was reflated quickly.

پس از تخلیه اولیه، لاستیک به سرعت دوباره باد شد.

she reflated her hopes for a better future.

او دوباره امیدش را برای آینده‌ای بهتر زنده کرد.

the economy was reflated after the government intervention.

پس از دخالت دولت، اقتصاد دوباره رونق گرفت.

he reflated the football before the game started.

او فوتبال را قبل از شروع بازی دوباره باد کرد.

they reflated the air mattress for the camping trip.

آنها تشک بادی را برای سفر کمپینگ دوباره باد کردند.

the team reflated their strategy after the loss.

تیم پس از شکست، استراتژی خود را دوباره طراحی کرد.

after the setback, she reflated her motivation to succeed.

پس از این مشکل، او دوباره انگیزه خود را برای موفقیت زنده کرد.

the government plans to reflate the economy with new policies.

دولت قصد دارد با سیاست‌های جدید اقتصاد را رونق بخشد.

the coach reflated the team's confidence before the match.

مربی قبل از مسابقه اعتماد تیم را دوباره زنده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید